تقدیم به تمامی معلمانی که عشق به کارشان سر آمد عشق هاست

با لبخندت الفبا را یاد گرفتم و با مهربانی ات نوشتن را آغاز کردم. با نوازش دستان گرم و پرمهرت خواندن را یاد گرفتم، (الف-ب-پ... بابا آمد، آب، ...)
        ای شمع سوزانم که می سوزی تا من بمانم! دستان مهربانت را می فشارم و بر آن بوسه می زنم، وجود تو بود که من قد کشیدم و قلم را در دست گرفتم و خواندن و نوشتن را آغاز کردم. تو برایم ذوق کردی و خندیدی، تا من شاد شوم و بزرگتر شوم و من را بدرقه کردی تا راه را طی کنم و به مسیر راهم چشم دوختی و آرام زیر لب دعا گویم شدی تا راه را به درستی طی کنم و تا انتها موفق شوم، بدرقه ام کردی و دعا کردی تا خدا همیشه پشت و پناهم باشد.
    گلی بی آب بودم، تو آمدی مانند ابر، برایم مثل باران مهربانی باریدی و نیز یک بار دیگر مانند آفتاب، بر من تابیدی، تا گلی همیشه خندان و با طراوت شوم و تو قد کشیدنم را تماشا کردی و لبخند زدی.
    تو خورشید ی بی غروب و بارانی بی پایانی. تو سرچشمه محبتی که تمام مهربانی را به من هدیه کردی و به من آموختی آن چه را که باید می آموختم.
    درس زندگی را تو به من یاد دادی، نابینا بودم و تو بینایم کردی و راه زندگی را روشن و نشان دادی.
    و اینک:
    چه را تقدیمت کنم که جبران محبت هایت باشد؟
    گل سرخ، گل سفید، گل زرد، همه با هم دسته شدند تا تقدیمت کنم. گل سرخ ، خنده من، گل سفید قلب پاک تو و گل زرد الفبای مهربانی است، همه را با هم تقدیمت می کنم و بر دستان پرمهرت بوسه می زنم.
    الفبای مهربانی
    
    
    معلم جان! جانم فدایت
    مهربانی، مانند یک مادر
    یاد دادی تو به من
    الفبای مهربانی را
    تو مانند شمعی
    من به دورت مانند پروانه
    تو یک درختی
    که من زیر سایه ات نشستم
    ای شمع سوزانم، مهربان معلم جان!
    تا ابد سایه ات بر سرم می ماند

عتیاد به اینترنت در ایران و جهان و راه های درمان آن


هشت بیماری اینترنتی از نگاه نیوساینتیست

بعد از ده - پانزده سال مطالعه روانشناسان بر روی عواقب استفاده زیاد از اینترنت، مثلا درباره موضوعاتی مثل اعتیاد اینترنتی، حالا هفته نامه نیوساینتیست نتیجه کار پژوهشگران در رشته های مختلف روانشناسی را تحت عنوان "هشت بیماری اینترنتی" منتشر کرده است :

عنوان اولین بیماری جستجوی خود است این بیماری برخی از مردم و احتمالا، بسیاری از جماعت روشنفکر و روزنامه نگار را شامل می شود. ظاهرا مبتلایان به این بیماری دائم در اینترنت دنبال اسم خودشان می گردند. اینکه چند نفر و از کجا به وبلاگ یا سایتشان لینک داده اند برای آنها بسیار مهم است و مدام کنتور سایتشان را چک می کنند و احتمالا از کمبود یا افزایش بازدیدکنندگان دچار استرس می شوند. خود افشاگری وبلاگی مساله دیگری است که محققان آن را یک بیماری خوانده اند. گروهی از مردم رازها و اسراری را که معمولا شخصی و خصوصی قلمداد می شود روی وبلاگ هایشان افشا می کنند که دامنه اش از عکس های خصوصی گرفته تا روابط خصوصی امتداد دارد.
اینترنت گردی از همه جا، گوگل بازی مفرط، اعتیاد به ویکی پدیا، آشغال جمع کنی اینترنتی، دلبستگی به آلبوم عکس افراد ناشناس و خود بیمار پنداری اینترنتی، نام بقیه بیماری های اینترنتی است که ممکن است نصیب وبگردهای حرفه ای شود.

نشانه های اعتیاد اینترنتی

یک شهروند تهرانی می گوید : من هر وقت دارویی می خرم حتما قبل از مصرف تو سایتها دنبال توضیح دارو، عوارض جانبی اون، تداخلش با داروهای دیگه. را search می کنم. حتی وقتی یک وسیله الکترونیک می خرم حتما به سایت سازنده اش مراجعه می کنم تا درباره آن اطلاعات کاملی داشته باشم. هر وقت اسم یک بازیگر، یک فیلم، یک وسیله، یک کتاب، یک نویسنده، هرچی می شنوم سریع تو notepad موبایلم یاداشت می کنم تا بعدا search شون کنم. لپ تاپ ام هم پر چیزهایی هستش که بیخودی download یا save کردم.آن قدر توی مغزم اطلاعات درباره همه چیز پر کرده ام که مغزم دچار اشباع شده است.

اعتیاد بدون دارو در فضای سایبر

اینترنت امكانات و قابلیت های بسیاری را برای كار، آموزش، بازی و ارتباطات ارائه می‏ كند. اما كاربران غالبآ جوانی وجود دارند كه از این شبكه بیش از حد معقول استفاده می‏كنند؛آنان از محدودیت‏های اتصال عادی كه به رفتار های اعتیادآوری همچون خریداری بی‏ضابطه و تفننی منجر می‏شود عبور كرده و تمام كنترل خود را در زندگی واقعی از دست می‏دهند. این رفتارهای اعتیادآور بدون وابستگی به مواد دارویی، با جستجویی لذت بخش و هیجان انگیز آغاز شده و با از دست دادن كنترل رفتار، فرد سر گردان در فضای سایبری را با آسیب هایی فردی و اجتماعی مواجه می كند كه بیشتر آنها جدی و پیچیده بوده و بامنشاء ارتباطی همراه است. افرادی كه در فضای مجازی رفتارهای اعتیادگونه ناشی از وابستگی به اینترنت را از خود بروز می‌دهند، «نوجوانان غیر معمول و عجیب و غریب» نیستند، بلكه اكثر آنان نو جوانان و جوانانی هستند كه همه‌ بازدهی و ظرفیتشان تحت تأثیر این رفتارها است.
بر اساس یافته های پژوهش یك انجمن آمریكایی روانشناسی ، مطالعه‌ای كه توسط كیم برلی یونگ در دانشگاه پیتس برگ برادفورد انجام شد ‌٣٩٨ مرد و زنی كه به طور متوسط ‌٣٨ ساعت در هفته به اینترنت متصل بودند مورد بررسی قرار گرفتند ، حفظ رابطه ای «سالم» با اینترنت، تعمیم و انسجام بهتر واقعیت مجازی به زندگی جاری و ایجاد گروه‏های مباحثه در اینترنت، برخی از راه‏حل‏هائی است كه بر اساس یافته های تحقیق این پژوهشگر، برای مقابله با این آسیب فزاینده از سوی معتادان سایبری پیشنهاد شده‏است.

تست اعتیاد به اینترنت

حتی تست هایی برای مشخص شدن میزان اعتیاد افراد به اینترنت تهیه شده است به عنوان نمونه تست اعتیاد به اینترنت (IAT) یكی از معتبرترین تست‌های مربوط به سنجش اعتیاد اینترنتی است كه توسط دكتر كیمبرلی یانگ (Kimberly Young) ابداع شده است. در تست IAT هر چه نمره شما بیشتر باشد؛ اعتیاد شما به اینترنت شدیدتر است. نمرات هم به ترتیب از یك تا پنج هستند. در این تست سوالاتی از این قبیل مطرح شده است :

چقدر بیشتر از آنچه قصد دارید؛ در اینترنت می‌مانید؟
چقدر به‌خاطر آنلاین ماندن؛ اعضای خانواده را نادیده‌ گرفته‌اید؟
چقدر دیگران از شما به خاطر میزان آنلاین بودن‌تان شاكی هستند؟
چقدر به‌خاطر اینترنت؛ نمرات و كارهایتان در مدرسه افت كرده است؟
چقدر ایمیل‌هایتان را پیش از كارهای ضروری دیگرتان چك می‌كنید؟
چقدر عملكرد كاری و بهره‌وری شما به خاطر اینترنت آسیب دیده است؟
چقدر وقتی كسی هنگام آنلاین بودن مزاحم شما می‌شود؛
غر می‌زنید؛ فریاد می‌زنید یا عصبانی می‌شوید؟
چقدر فكر می‌كنید كه در حالت آفلاین حواس پرتی دارید؛ ولی در حالت آنلاین بهتر هستید؟
چقدر وقتی آنلاین هستید این جمله را به كار می‌برید: فقط چند دقیقه مونده؛ الان میام
چقدر سعی كرده‌اید از میزان آنلاین بودن خود بكاهید و موفق نشده‌اید؟
پاسخ های این تست به صورت 5 گزینه ای طراحی شده که شامل این موارد است :
1- به ندرت□ 2- گاه‌گاهی□ 3- غالبا□ 4- بكرات□ 5- همیشه
اگر پاسخ فرد به اکثر سوالات گزینه های 4 و 5 باشد او یک معتاد اینترنتی است .

مراحل اعتیاد اینترنتی

قبل از هر چیزی باید به این نکته اشاره کنم که اعتیاد اینترنتی سه مرحله دارد. تداوم استفاده، زیاد شدن ساعت مصرف و مرحله اعتیاد واقعی. اعتیاد به اینترنت هم مثل اعتیاد به تماشای تلویزیون، کشیدن سیگار، انجام دادن فعالیتی خاص در ابتدا کم خطر به نظر می رسد اما به هر حال در صورت بی توجهی به آن تبدیل به یک اعتیاد صد در صد واقعی می گردد.

تشخیص اعتیاد به اینترنت

از معمول ترین معیارهای تشخیص اعتیاد به اینترنت می توان به مواردی نظیر افت تحصیلی شدید، کاهش وزن به علت از بین رفتن نظام تغذیه بدن، بالا رفتن دامنه تنش های عصبی، کاهش فعالیت های اجتماعی، معاشرت با اشخاص یا گروههای بزرگتر، قانون گریزی، عدم مسئولیت پذیری در خانواده، خشونت بیش از حد، پرخاشگری، تغییر عادت های رفتاری، ابتلا به سردردهای عصبی و ... نام برد که می توان به کمک آنها علائم اعتیاد به اینترنت را در دیگران شناسایی کرد.

نشانه هایی از اعتیاد اینترنتی

برای مثال هنگامی که شما نوجوانی را برای خوردن شام صدا می زنید و ساعت ها طول می کشد تا رایانه خود را خاموش کند باید احتمال داد که این فرد به اینترنت معتاد شده است.
همچنین افرادی که زمان های طولانی و متمادی را صرف انجام بازی های رایانه ای کنند یا در گروههای بحث اینترنتی شرکت می کنند در شمار افراد آلوده قرار می گیرند.
نکته ای که باید به آن توجه جدی شود این است که این افراد درست مثل معتادان به مواد مخدر، بعد از مدتی و در صورت عدم دسترسی به کامپیوتر و اینترنت دچار بیقراری، تحریک پذیری، عصبانیت و احساس نیاز می شوند. البته شدت این علائم از فردی به فرد دیگر متفاوت است. درمان اعتیاد به اینترنت از آنجایی حائز اهمیت است که وابستگی به کامپیوتر و بی تفاوتی نسبت به دیگران باعث عدم مسئولیت پذیری نسبت به خانواده، ازدواج، شغل و سایر مسائل می شود و به همین دلیل مشکلات کوچک و بزرگی برای خودشان به وجود می آورند که در صورت ادامه این روند، پیش بینی ها آینده ای نگران کننده را نشان می دهد.

ویژگی های اعتیاد اینترنتی

مرور بر ادبیات نظری و تجربی پیرامون اعتیاد اینترنتی, نشانگر آن است كه اعتیاد اینترنتی پدیده‌ای است كه از سه ویژگی برخوردار است:

1. اعتیاد اینترنتی، نوعی اختلال و بی نظمی وسواسی است كه برخی ویژگیهای آن مشابه شرایط‌ آسیب‌شناسانه است. در واقع، زمانی می‌توان گفت كه فرد دچار اعتیاد به اینترنت شده است كه دارای علائم خستگی زودرس، تنهایی، افسردگی و غیره باشند. افرادی همچون اورزاك و یونگ به چنین تعریفی از اعتیاد اینترنتی اعتقاد دارند. روشهای درمان این نوع اعتیاد نیز، رفتار درمانی شناختی و تقویت درمانی انگیزش است.

2. اعتیاد اینترنتی، نوعی اختلال و بی نظمی روانی است. از این دیدگاه زمینه تحقیقی جدیدی تحت عنوان «روان درمانی اینترنتی» ظهور كرده است. این دیدگاه, معتادان اینترنت را به‌عنوان بیمار می‌بیند. روش درمان این نوع اعتیاد نیز، تشكیل گروههای خبری و گروههای بحث است. در این شكل از درمان، اعضای اختلالات روانی مرتبط به هم، نقش یك گروه حمایتی را بازی كرده و با ارائه پیشنهادات آن‌لاین و روشهای برخورد با آن، از شدت اعتیاد اینترنتی می‌كاهند. افرادی چون استن، هانگ و آلسی به چنین دیدگاهی اعتقاد دارند.

3. اعتیاد اینترنتی نوعی مشكل رفتاری است. دلیل این مسئله نیز، وجود یك رابطه قوی بین اعتیاد اینترنتی و وابستگی شیمیایی است. مطالعات نشان داده‌اند كه افرادی كه مشكلات وابستگی شیمیایی دارند، در هفته وقت بیشتری را صرف اینترنت می‌كنند، تا كاربران «وابسته غیرشیمیایی».
عباس محمدی اصل، دکترای جامعه شناسی و استاد دانشگاه می گوید : مشکل اعتیاد اینترنتی از عوارض زندگی در دنیای متمدن است ولی با این حال این مشکل در جوامع غربی کمتر از جوامع شرقی به چشم می خورد و علت این امر این است که در جوامع غربی ارائه اینترنت به درون جامعه به همراه یک برنامه مدون و پایدار و طبق برنامه ریزی های قبلی صورت گرفته است در حالی که ورود اینترنت به سایر کشورها طبق برنامه و کنترل شده نبوده است و به همین دلیل است که دچار مشکلاتی شده اند.
به اعتقاد وی بعد از ورود اینترنت به ایران نگاه جامعی در خصوص اینترنت در کشور ما وجود ندارد و بعضی اشخاص همواره سعی در زیر سؤال بردن اینترنت می کنند وی علت موفقیت بیشتر دنیای غرب را در خصوص نحوه استفاده از اینترنت وجود «برنامه ریزی منظم اجتماعی» می داند و این موضوع را یادآوری می کند که آنها می خواهند با این کار از الگوهای قدیمی آموزش خلاص شده و جامعه، محیط های علمی و فرهنگی را به سمت خلاقیت های جدید و دنیای مدرن هدایت کنند.

علت اصلی اعتیاد اینترنتی در ایران 

یکی از علت های مهم روند رو به رشد مشکل اعتیاد اینترنتی در ایران این است که مدیریت کلان اجتماعی برنامه ریزی مناسبی برای رفع مشکلات جوانان نظیر رفع بیکاری، شرایط مناسب ادامه تحصیل و مشکلات معیشتی جوانان ننموده، برنامه ریزان اجتماعی برنامه مناسبی ارائه نکرده اند هم چنین در زمینه نحوه استفاده از اینترنت کار فرهنگی صورت نگرفته که در صورت ادامه این روند باید شاهد عوارض آسیب جدیدی باشیم که جامعه ما را تهدید می کند. جوان وارد یک فضای مجازی می شود و در این فضا می خواهد شروع به مکالمه و تبادل افکار کند. در این صورت نکته ای که وجود دارد این است که این شخص از واقعیت دور می شود و فراموش می کند که ارتباطات مجازی و واقعی چقدر تفاوت دارند و دچار رفتار دوگانه می شود و دچار تخیلات می شود
سلیمی، روانشناس می گوید : یکی از بزرگترین علت های روانی هر نوع اعتیادی فرار از مشکلات روزانه می باشد. اما موضوعی که در اینجا بایستی به آن توجه شود مشخص کردن مسئله سن، جنسیت و کاربری است که قصد استفاده از اینترنت را دارد. کاربر اینترنتی محدوده سنی و جنسیت مشخصی ندارد.
این به این مفهوم است که منحصرا تمام استفاده کنندگان از اینترنت مرد یا زن نمی باشند و افراد متفاوتی از این دو جنسیت با سنین مختلف اقدام به استفاده از این تکنولوژی می کنند. برای مثال یک دانش آموز دبستانی یا دبیرستانی، یک ورزشکار، یک مادر خانه دار، یک استاد دانشگاه هر کدام می توانند از کاربران اینترنت باشند و هر کدام با توجه به نیازهایی متفاوتی که دارند از آن استفاده کنند اما موضوعی که در حالت کلی عمومیت دارد این است که این افراد هر کدام برای خود مشکلاتی دارند که باعث آزار و اذیت آنها از درون می شود، مشکلاتی که گاه نمی توانند آنها را به راحتی با والدین، دوستان یا نزدیکان خود در میان گذاشته و بنابراین سعی می کنند اقدام به برقراری ارتباطات مجازی در محیط اینترنت نمایند.
ادامه این روند در دراز مدت همانطور که قبلا به آن اشاره شد باعث بوجود آمدن نوعی آمادگی ذهنی و روحی برای ورود به اعتیاد ۳ مرحله ای و در نهایت پناهندگی او به دنیای مجازی شود. اگر بخواهیم به این مسئله فقط از نگاه فردی نگاه کنیم به این نتیجه می رسیم که تمام عوارض ناشی از این اعتیاد متوجه خود شخص خواهد شد ولی مسئله مهمتر جدا از خطراتی که سلامت اخلاقی معتاد به اینترنت را تهدید می کند این است که این شخص بعد از مدتی شروع به تبلیغ استفاده از اینترنت در بین دوستان و هم سن وسالان خود می کند، که این کار خود می تواند باعث گسترش اعتیاد به اینترنت گردد
دکتر محمدرضا حسینی، جامعه شناس می گوید : معتادان اینترنت ترجیح می دهند با تشکیل گروه ها و برقرار کردن ارتباطات تنگاتنگ با یکدیگر به نوعی خلاهای روحی خود را برطرف کنند. برای دسته ای از جوان ها که اسیر اینترنت شده اند دنیای مجازی چت روم ها و بازی های اینترنتی به راحتی جایگزین افراد فامیل، دوستان، تحصیل، اشتغال و خواب می شود، به طوری که بعضی از جوانان ایرانی از ساعت ۱۰ شب تا ۴ صبح وقت خود را صرف اینترنت می کنند و به طور هفتگی ۴۰ تا ۵۰ ساعت با اینترنت هستند و از دنیای واقعی که در آن زندگی می کنند فاصله می گیرند. نوجوانان معتاد به اینترنت صرفنظر از جنسیت، سن و مقطع تحصیلی بدون هیچ منظور و هدفی تنها برای یافتن چیزهای جدید و مهیج در این شبکه پرسه می زنند که معضلات اقتصادی، بیکاری و نبود امنیت شغلی آن را تشدید می کند.

درمان اعتیاد اینترنتی 

در مورد شیوه ترک اعتیاد اینترنتی نیز باید گفت مهمترین راه چاره کنترل کمیت و کیفیت اتصال به اینترنت است . همچنین مقید کردن فرد به برنامه زمان بندی شده برای اتصال به اینترنت و بیرون زدن از محیط مذکور از روش های ترک اعتیاد اینترنتی ذکر شده است . اما جالب است بدانید که اعتیاد روز افزون بسیاری از مردم کره جنوبی و به خصوص جوانان به اینترنت موجب شده دولت این کشور اردوهای ویژه ای را برای درمان معتادان اینترنتی برپا کند. این اردو که Jump Up Internet Rescue School نام دارد از امکانات ویژه ای برخوردار است. جلسات مشاوره، کارگاه های درمانی و تمرینات سخت مشابه با اردوگاه های نظامی بخشی از برنامه های این مدرسه است. مدیر این مدرسه معتقد است به علت پیشرفت پرشتاب فناوری در کره، مردم این کشورهم پیش ازبسیاری از مردم دیگر نقاط جهان با پیامدهای منفی فناوری مواجه شده اند.


با تشکر از فریماه

روز افتخار

درس2

در بين تمامي مردم تنها عقل است كه به عدالت تقسيم شده

 

 زيرا همه فكر مي‌كنند به اندازه كافي عاقلند....

درس1

هيچوقت نمی‌توانيد با مشت گره‌کرده دست کسی را به گرمی بفشاريد....

ضمیر نا خود آگاه

قدرت ضمیر ناخودآگاه خود را درک کنید؛ اگر واقعاً قصد دارید که در زندگی خود به موفقیت و کامیابی دست پیدا کنید، باید بدانید که ذهن ناخودآگاهتان به چه صورت کار می کند و از خود واکنش نشان می دهد.. باید به این امر اعتقاد داشته باشد که هیچ گاه برای دست یابی به رویاها و آرزوها دیر نیست.

"هیچ گاه برای تبدیل شدن به آن فردی که می خواهید، دیر نیست." جرج الیوت
مغز انسان به دو قسمت تقسیم می گردد: خودآگاه و ناخودآگاه. شاید تا کنون بارها از زبان دانشمندان شنیده باشید که افراد تنها از 10% ذهن خودآگاه خود استفاده مینمایند. باید توجه داشت که ضمیر ناخودآگاه بسیار بزرگ تر و نیرومند تر عمل می کند و در حدود 90% دیگر از واکنش های ذهنی ما را نیز همین قسمت تحت کنترل خود دارد. آیا می دانید ممکن است در زندگی شما چه اتفاقاتی روی دهد اگر بتوانید به طور کامل از ضمیر ناخودآگاه ذهن خود استفاده کنید؟ بله می توانید از قدرت جادویی آن برای پیشبرد و ارتقای زندگی خود بهره بگیرید.

عملکرد ضمیر ناخودآگاه

ضمیر ناخودآگاه در محل استقرار خود از ما محافظت کرده و ما را زنده نگه می دارد. هر چیزی را که در زندگی خود با حواس پنجگانه مان احساس می کنیم ، تمام چیزهایی را که می بینیم، می شنویم، حس می کینم، می چشیم و بو می کنیم برای تحلیل و بررسی های آتی به ذهن فرستاده می شوند و در قسمت ضمیر ناخودآگاه ما ذخیره خواهد شد.

در این قسمت از ذهن، نوعی مرجع کامل پیرامون کلیه وقایع زندگی ما درست می شود. فرض کنید شما یک تجربه منفی را در زندگی خود بدست آورده باشید، در این شرایط خاطره آن واقعه ناگوار در ذهن شما ثبت و ضبط خواهد شد. اگر در هر زمان دیگری با یک چنین رویدادی به طور مجدد در زندگی خود مواجه شوید، ضمیر ناخودآگاه به طور اتوماتیک آن خاطره منفی را به یاد می آورد و فوراً احساسات، تصاویر و خاطرات مشابه را به ذهن می فرستد. کلیه خاطرات گذشته را به یاد شما می آورد و به شما آموزش می دهد که چگونه می توانید با در نظر گرفتن کلیه احساسات و افکارتان به آن پاسخ دهید.

یک نمونه مناسب که می توان در این زمینه مطرح کرد، مثال همان کتری پر از آب در حال جوشیدن است. اگر دست شما یک مرتبه با کتری بسوزد در ذهن شما حک میشود که کتری داغ بوده و می تواند دست شما را بسوزاند و به شما آسیب وارد سازد. اگر یک چنین قابلیتی را نداشتیم، آنوقت به تکرار اشتباهات خود ادامه میدادیم.

ضمیر ناخودآگاه این قابلیت را دارد که در آن واحد کارهای متفاوت را انجام داده و واکنش های بیشماری را بررسی کند. در عین حال شما می توانید راه بروید، تنفس کرده، و قلبتان ضربان خود را داشته باشد و ... کلیه این وقایع در ذهن فرد ثبت می شود.

لازم به ذکر است که ذهن انسان به صورت 24 ساعته در حال فعالیت می باشد، یکسره و بدون توقف و استراحت.

یکی دیگر از نمونه های بارز ضمیر ناخودآگاه، رانندگی است. زمانیکه شما در حال رانندگی هستید، اصلاً به نحوه عملکرد خود فکر نمی کنید و تمام اعمال خود را با فکر انجام نمی دهید، بلکه همه کارها به صورت اتوماتیک وار انجام می شوند، شما فقط رانندگی می کنید.

نکته مثبتی که در مورد ضمیر ناخواگاه وجود دارد این است که ما را قادر می سازد تا آرزوها و اهداف خود را عملی کنیم. می توانید ذهن خود را طوری برنامه ریزی کنید که سبب موفقیت شما در تمام عرصه های زندگی گردد.

کلیه افکار، رفتار، و تجربیاتی که از طریق ذهن خوآگاه درک می گردند، در ضمیر ناخودآگاه شما ثبت و ضبط می شوند، اما نکته جالبی که باید در این زمینه به خاطر داشت آن است که ضمیر ناخوآگاه هیچ گونه تفاوتی میان واقعیت ها و تصورات ذهنی فرد قائل نمی شود. برای ضمیر ناخودآگاه فرد محدودیتی در زمینه زمان و مکان وجود ندارد.

یکی از بهترین تکنیک هایی که از طریق آن می توانید ضمیر ناخودآگاه خود را برنامه ریزی کنید، این است که موفقیت را در ذهن خود به تصویر بکشید. این کار به شما کمک می کند تا بتوانید به صورت خودآگاه جذب چیزهایی بشوید که آنها را میخواهید. به این منظور می بایست تصاویری را که برایتان خوشایند هستند در ذهن خود مجسم کنید. این تجسم هم شامل احساسات شما می شوند و هم افکارتان.

فکر کردن به چیزهای خوب و مثبت همچنین می تواند ضمیر ناخودآگاه رادر رسیدن به موفقیت ترغیب کند. شما این قدرت را دارید که افکار خودتان را انتخاب کنید. باید نسبت به چیزهایی که فکر می کنید، آگاه بوده و آنها را به طور کنترل تحت کنترل خود در آورید. به هر چیزی که فکر می کنید، از قسمت خودآگاه مغز به قسمت ناخوداگاه فرستاده می شود و ضمیر ناخودآگاه نیز آنرا به عنوان یک حقیقت می پذیرد. هیچ گاه به خودتان نگویید که: "من شکست می خورم"، "توانایی انجام این کار را ندارم"، و یا "قابلیت انجام چنین کاری را ندارم"؛ چراکه ضمیر ناخودآگاه به سرعت آنرا باور کرده و به عنوان یک حقیقت آنرا می پذیرد.

باید به ضمیر ناخودآگاه خود آموزش دهید که فقط به موفقیت، شادی، کامیابی، و سلامت و عشق فکر کند.

با استفاده از ضمیر ناخودآگاه خود می توانید موفقیت، ثروت، شغل مناسب، خانه زیبا، ماشین دلخواه، و هر چیز دیگری را که فکرش را بکنید به زندگی خود وارد کنید. میتوانید جملات مثبت خود را به طور روزانه تکرار کنید. زمانی هم که آنها را تکرار می کنید، در ذهن خود به تصویر بکشید و آنها راحس کرده و لذت ببرید.

ما با قدرت و نیروی خاصی که در ضمیر ناخودآگاهمان وجود دارد، پا به دنیا می گذاریم. فقط باید یاد بگیریم که چگونه می توانیم تا بیشترین حد از آن استفاده نماییم.

اگر شما تمایل شدیدی به موفقیت داشته باشید، می توانید قدرت، نیرو و توان ضمیر ناخودآگاه خود را به منصه ظهور برسانید.

با تشکر از کاریز ما مشاور

چگونه فریبنده و دلربا باشیم؟



فریبندگی یعنی اینکه بتوانید دیگران را به سوی خود جذب کنید. این خصلت اخلاقی به مرور زمان بدست می آید، از آنجایی هر یک از افراد در زمان تولد با میزان مختلفی جذابیت پا به این دنیا می گذارند می توان گفت که درصد بسیار زیادی از جذابیت اکتسابی است و با کمی تمرین به راحتی قابل دسترسی خواهد بود. مانند رقصیدن هر چه بیشتر تلاش کنید، موفق تر خواهید بود. تلاش و توجه تمام و کمال به نیازها و خواست های دیگران می تواند به شما این اطمینان را بدهد که به چهره یک فرد جذاب تبدیل شده اید.

مراحل

1- طرز ایستادن خود را تصحیح کنید. اگر شرایط بدنی شما در حد مطلوب قرار داشته باشد، گویای این مطلب است که یک فرد با اعتماد به نفس بالا هستید، حتی اگر از درونتان هم یک چنین احساسی نداشته باشید. در زمان راه رفتن باید محکم و ثابت قدم بردارید. کمرتان کاملاً صاف باشد، و شانه ها به سمت عقب گرایش داشته باشند. شاید در ابتدا زمانیکه یک چنین وضعیتی را تمرین می کنید برایتان قدری عجیب و دشوار باشد، اما پس از سپری شدن چند روز به آن عادت پیدا می کنید.

2- ماهیچه های صورت را رها کنید. سعی کنید ماهیچه های صورتتان را رها کنید تا صورت، حالت طبیعی و دلپذیر خود را داشته باشد. با این چهره می توانید رو به دنیا کنید و به همگان بگویید که از هیچ چیز نمی هراسید.

3- ارتباط برقرار کنید. هنگامیکه با فرد دیگری روبرو می شوید، با چشم های خود با او ارتباط برقر کنید، سرتان را به نشانه تائید تکان دهید، لبخند بزنید و شادی خود را به او انتقال دهید. اصلاً نگران عکس العمل فرد مقابل نباشید و البته در عین حال باید به یاد داشته باشید که در این کار زیاده روی نکنید.

4- نام افراد را به خاطر بسپارید. زمانیکه برای اولین بار کسی را ملاقات می کنید سعی کنید که نام او را به خاطر بسپارید. این کار برای خیلی از افراد دشوار است. زمانیکه نامشان را می گویند، آنرا چندین مرتبه با خود تکرار کنید تا نامشان در ذهنتان باقی بماند و سپس نام خود را نیز به آنها بگویید؛ به عنوان مثال سلام "سارا" من "مانی" هستم. زمانی هم که با آنها خداحافظی می کنید، باز هم سعی کنید چند مرتبه دیگر نام آنها را تکرار کنید تا به طور کامل در ذهنتان باقی بمانند. هر چقدر بیشتر نام آنها را تکرار کنید، بیشتر به یادتان می ماند و طرف مقابل هم احساس می کند که او را بیشتر دوست می دارید و احتمال این امر که با شما بیشتر گرم بگیرد افزایش پیدا می کند.

5- به دیگران علاقمند باشید. اگر شما یکی از آشناهای قدیمی را ملاقات کردید به عنوان مثال یک همکار، همکلاسی، دوست یکی از دوستان و ... در مورد خانواده و علاقمندی های جدید آنها سوالاتی مطرح کنید. اسم افراد نزدیک به آنها را بپرسید و نام آنها را به خاطر بسپارید. مطرح کردن یک چنین مسائلی، موضوعات جدیدی برای صحبت کردن در اختیار شما قرار می دهد و آنوقت مجبور نیستید که تنها در مورد کار و کلاس های درسی با هم صحبت کنید. می توانید تا حدودی در مورد خودتان نیز صحبت کنید. در تمام طول بحث خودتان را علاقمند نشان دهید و نشان دهید که تمایل دارید به گفتگوی خود با او ادامه دهید.

6- گفتگو در مورد موضوعات مناسب. باید در مورد موضوعاتی صحبت کنید که طرف مقابل به آنها علاقه دارد، حتی اگر خودتان هم علاقه شدید به آنها نداشتید، بازهم این کار را ادامه دهید. به عنوان مثال اگر در یک جمع ورزشی قرار گرفتید، در مورد بازی دیشب یا گل کردن تیمی که به تازگی وارد لیگ شده صحبت کنید. اگر با کسانی هستید که به سرگرمی های مختلفی علاقمند هستند، می توانید در مورد سرگرمی های مورد علاقه آنها از جمله ماهیگیری، بافتنی، کوهنوردی، و سینما صحبت کنید.

هیچ کس از شما انتظار ندارد که در تمام زمینه ها یک متخصص باشید، باید به آنها بگویید که فقط به دلیل علایق شخصی است که تمایل دارید در مورد موضوعات مختلف با دیگران به بحث و گفتگو بنشینید. ذهن خود را باز کنید، اجازه دهید تا دیگران توضیحات لازم در مورد موضوعات مختلف را برای شما بازگو کنند. روراست باشید و به آنها بگویید که دانشتان در مورد برخی چیزها محدود است و بدتان نمی آید که چیزهای بیشتری در مورد آن مبحث یاد بگیرید.

7- به جای غیبت کردن دیگران را تکریم کنید. اگر در جمعی در حال صحبت کردن هستید که همه افراد به نحوی در مورد یک شخص بخصوص در حال غیبت کردن هستند، بد نیست شما چیزی در مورد آن بگویید که دوست می دارید. گفتن چیزهایی که در دیگران دوست می دارید می تواند 100% شما را تبدیل به یک فرد جذاب کند. در عین حال با این کار می توانید حس اعتماد دیگران را نیز به خود جلب کنید. همه اطرافیان به این نتیجه می رسند که شما هیچ وقت ایده ی بدی نسبت به دیگران ندارید. همه به این نتیجه می رسند که آبرویشان در دست شما محفوظ خواهد بود.

8- دروغ نگویید. شاید به دلایلی دروغ بگویید اما مدارک و شواهدی وجود دارد که بر خلاف گفته های شماست. اگر به مریم بگویید که عاطفه را دوست دارید و به نسیم بگویید که عاطفه را دوست ندارید، مطمئن باشید که مریم و نسیم با هم صحبت می کنند، حرف های شما را با هم در میان می گذارند، و با این کار اعتبارتان را نزد آنها از دست خواهید داد، و از آن به بعد هم دیگر هیچ کس حرف های شما را باور نخواهد کرد.

9- با صداقت از دیگران تعریف و تمجید کنید. این کار خصوصاً در ارتقای عزت نفس دیگران نقش مهمی را بازی میکند. چیزهایی که خوشتان می آید را انتخاب کنید و در هر شرایطی به آنها اشاره داشته باشید. اگر از کاری و یا از کسی خوشتان می آید راهی برای بیان آن پیدا کنید و فوراً به آن اشاره کنید. اگر برای انجام این کار بیش از اندازه صبر کنید، ممکن است حرف های شما قدری ریاکارانه جلوه کنند. زمانیکه احساس می کنید با تشویق های خود می توانید زمینه پیشرفت را برای آنها فراهم آورید، حتماً این کار را انجام دهید و از آنها تعریف کنید. اگر احساس میکنید که چیزی در مورد فردی تغییر پیدا کرده است (به عنوان مثال مدل مو، طرز لباس پوشیدن و .. به آن توجه کنید و چیزی را که در مورد آن خوشتان آمده، به زبان بیاورید. اگر مستقیماً سوالی می پرسید، با خوشرویی آنرا بیان کنید و سپس سوال خود را با یک تعریف بجا به پایان برسانید.

10- در پذیرش تعریف و تمجید مهربان باشید. این فکر را که برخی از تعریف و تمجید ها هدف خاصی را در پس خود دارند را از ذهن بیرون کنید. در قبول هر نوع تعریف و تمجیدی پرحرارت و علاقمند ظاهر شوید. خیلی بیشتر از گفتن یک "خیلی ممنون" ساده پیش بروید و آنرا با جملاتی نظیر: "خوشحالم که خوشت آمده" و یا "خیلی مهربانی که به این مورد اشاره کردی" همراه کنید. این عبارات خودشان می توانند به عنوان نوعی تعرف و تمجید در جواب تعریف های فرد مقابل به شمار روند. در عین حال باید دقت داشته باشید که برداشت بدی از تعریف های دیگران نکنید. به عنوان مثال اگر کسی به قصد تعریف از شما گفت: "نمیدانی چقدر دلم می خواست که من هم به اندازه تو ... بودم" شما نباید در جواب او بگویید من اصلاً هم یک چنین خصوصیتی را نداشته و ندارم و احساس می کنم که برداشت تو در این مورد غلط بوده و قضاوت نادرستی داشتی."

11- تن صدای خود را کنترل کنید. یکی از نکات ضروری که باید همواره به خاطر داشته باشید، ماهیت صحبت کردن است. برخی از افراد هستند که در درون خود احساس ناامنی می کنند و به راحتی نمی توانند تعریف و تشکر دیگران را پذیرا شوند. در مورد یک چنین افرادی بیشتر باید دقت کنید و روان و سلیس با آنها صحبت کنید. اگر تمایل داشتید به آنها بگویید که "امروز زیبا شده اید" تن صدایتان باید همانطوری باشد که می گویید: "امرور روز زیبایی است." هر گونه تغییر در تن صدا و نحوه بیان کردن آن، این شک را در آنها بوجود می آورد که گفته های شما از سر صدق و درستی نیست. می توانید برای تمرین، صدای خود را روی نوار ضبط کنید و چند مرتبه آنرا گوش کنید تا متوجه هر گونه تغییری بشوید. از خودتان سوال کنید که صدای شما نشان می دهد که از روی صداقت صحبت می کنید؟ تا زماینکه به یک عبارت خالصانه و صادقانه نرسیده اید، به ظبط کردن صدای خود ادامه دهید.


چند نکته
همیشه خونسرد باقی بمانید. قصد شما خوشحال کردن دیگران است و نباید به این موضوع فکر کنید که ممکن است آنها در قبال شما چه واکنشی نشان داده و چه خیال بافی هایی در ذهن خود انجام دهند. اگر این کار را انجام دهید، آنوقت تمام تاثیر این کار بر روی صورت شما نمایان خواهد شد، و تبدیل به فردی می شوید که فقط در پی راضی کردن اطرافیانش است. کسی که نیازهای شخصی اش را زیر پا می گذارد تا دیگران دوستش بدارند. باید همیشه به خاطر داشته باشید که مردم آنقدر کارهای متنوع دارند که نمی توانند که همواره به شما فکر کنند. بیشتر اوقات در مورد خودشان و کارهایی که باید انجام دهند، فکر می کنند.
میزان جذابیتی که می توانید بدست آورید، به میزان خلاقیت شما در تحسین کردن دیگران بستگی دارد. تعریف ها و تحسین های خود را با لحنی قاطع اما در عین حال شاعرانه بیان کنید. هیچ اشکالی ندارد که چند قطعه از قبل آماده شده را در ذهن داشته باشید تا در زمان تحسین کردن از فردی بیان کنید، اما افراد جذاب کسانی هستند که بتوانند در همان لحظه چیزی را ابداع کنند و نوآوری به خرج دهند. اگر ذهن شما خلاقیت داشته باشد و دائماً ابداع و نوآوری کنید، دیگر نگران تکرار مکررات هم نخواهید شد.
گاهی اوقات مجبور می شوید عقایدی را بیان کنید که شاید کمتر اتفاق می افتد دیگران نظر مثبتی نسبت به آن داشته باشند. در چنین شرایطی می توانید این کار را با قدری شوخی بیامیزید. شوخی و خنده مانند قاشق پر از شکری هستند که به بیمار کمک می کنند دارو را راحت تر فرو ببرد.

همدلی یکی از ملزومات بی چون و چرای جذابیت است. باید بدانید که چه چیزهای اطرافیانتان را خوشحال میکنند و چه مواردی موجبات ناراحتی آنها را فراهم می آورند، آنوقت می توانید بهترین انتخاب را در مورد آنها داشته باشید.
اگر احساس می کنید که به یکباره نمی توانید عضلات صورت خود را رها کنید، می توانید این کار را از شانه های خود شروع کنید، اگر از جای اصلی خود بالاتر آمده باشند، نشان دهنده این مطلب هستند که شما قدری عصبی هستید. آنها را به سر جای خودشدان بازگردانید، ژست عمومی بدن خود را تصحیح کنید، نفس عمیقی بکشید و لبخند بزنید.


هشدار
از بحث و جدل بپرهیزید. حتی اگر نیمی از افراد با شما موافق باشند، باز هم شما نمی توانید جذابیت 100% پیدا کنید. چیزهایی که بر زبان می آورید باید برای تمام افراد خوشایند باشند. زمانی که احساس کردید دلتان می خواهد در یک بحث شرکت کنید، از خودتان بپرسید که: "آیا واقعاً لازم است که در همین لحظه، نظر خودم را مطرح کنم؟" اگر احساس می کنید که هیچ گونه الزامی در این کار وجود ندارد، بنابراین قدری بذله گویی کنید و مطرح کردن نظر خود را بگذارید برای یک وقت دیگر.
هیچ گاه به جوک هایی که خودتان تعریف می کنید، نخندید. این کار سیمای قشنگی ندارد. می توانید لبخند بزنید؛ همین کفایت می کند، اصلاً هم ناراحت نشوید اگر هیچ کس به آن نخندید. گاهی اوقات افراد متوجه جوک نمی شوند. این امر باید برای خود آنها ناراحت کننده باشد که متوجه منظور شما نشده اند. هدف شما صرفاً خوشحال کردن آنها بوده است.
هیچ گاه در مورد مسائل مختلف توضیح بیش از اندازه ندهید چون صرفاً ارزش گفته های خود را از بین می برید. این کار نشان دهنده این مطلب است که شما از اعتماد به نفس پایینی برخوردار هستید و به سختی می توانید باور کنید که دیگران حرف های شما را متوجه شده اند. همچنین ممکن است این سوء تفاهم را نیز ایجاد کند که شما به مخاطبان خود اعتماد ندارید و تصور می کنید که آنها متوجه منظورتان نمی شوند و خودتان قصد دارید به جای آنها تصمیم بگیرید. زمانیکه نکات غیر ضروری را از گفته های خود حذف می کنید، مردم با اشتیاق بیشتر به حرف های شما گوش می دهند. با این کار ممکن است که برای کسب اطلاعات بیشتر نیز وارد بحث شده و سوالاتی را مطرح کنند. باید اعتماد کنید که مخاطبانتان حساب دو دوتا چهارتا سرشان می شود.
برخی از افراد هستند که مقوله تکبر و جذابیت را اشتباه می گیرند. درحقیت باید دانست که تکبر نقطه مقابل جذابیت است. جذابیت حس رضایت دیگران را بر می انگیزد، اما تکبر فقط می خواهد حس رضایت فردی را برانگیزاند. تکبر افرادی را جذب می کند که در وجود خود ناامنی هایی دارند، اما جذابیت توانایی جذب تمام افراد را دارد.

کاریزما

راههای بزرک شدن در اجتماع (با تاکید بر جنبه اقتصادی )


1- ریسک کنید

ریسک کردن بخشی از کسب درآمد است. هر سرمایه گذاری به شما خواهد گفت که هر قدر ریسکی بزرگتر باشد، میزان سرمایه برگشتی بالقوه آن بیشتر خواهد بود. افراد با برگزیدن راه امن پولدار نمی شوند. این مخاطره طلبی های حساب شده و دقیق است که میتواند یک شخص را به نتیجه برساند. اگر برای خود بیشتر میخواهید، باید سربازی شجاع باشید. اطرافیان شما را بدلیل استفاده از فرصتهای مخاطره آمیزه و در عین حال سودآور مورد تحسین قرار خواهند داد.

2- هوشیارانه سخاوتند باشد

هوشیارانه سخاوتمند بودن بدان معنا نیست که باید برای همه افرادی که دور و برتان هستند نوشیدنی بخرید. کشیده شدن بسوی چنین عاداتی شما را مستقیما راهی مسکین خانه خواهد کرد. برای دوستان و همکارانتان ریخت و پاش کنید، اما نه بطور همیشگی و فقط هر از چندگاهی. اگر قدرشناس بوده و ارزشش را داشته باشند، این سخاوتمندی شما را بخاطر سپرده و روزی دو برابر آنرا جبران خواهند کرد.
نوعدوست و خیرخواه دیگران باشید؛ پرداختن پول به افراد مستحق میتواند منجر به سرشناسی و شناخت شما گردد. کمک هزینه های تحصیلی و وجوه خدا پسندانه همیشه منتسب به افراد سخاوتمند میباشند. در این صورت میتواند خواستار معافیت مالیاتی نیز بشوید.

3- با افراد ممتاز جامعه ارتباط برقرار کنید

ارتباط یک مسئله است، ارتباط با افراد شایسته مسئله ای دیگر. شما باید حداکثر تلاش خود را برای نزدیک شدن به افرادی که دارای نقدینگی و گردش مالی بالایی میباشند بکار بندید. آنها را تماشا کرده، از آنها بیاموزید و سعی کنید به بخشی از گروه آنها تبدیل شوید. توسط آمیختن با نخبگان میتوانید کتابچه ای حاوی مشخصات و خصوصیات افراد سرآمد برای خود تهیه کنید. حتی ممکن است به اطلاعاتی مفید که منجر به درآمد بیشتر شما گردد دست یابید.

4- بر سرمایه گذاری های خود نظارت کنید

ثروت مستلزم کار و تلاش است. دارایی ها همانند کودکان میباشند. اگر مراقبشان نباشید ممکن است ناگهان سرکشی کنند. پلهو به پهلو با شرکتهایی که در آنها سهام دارید حرکت نموده و نحوه عملکرد آنها را مورد بررسی قرار دهید. مجلات، نشریات و مقالات اقتصادی را مورد مطالعه قرار دهید. از کارشناسان و مشاوران مالی کمک بگیرید. با این عمل اطلاعات پولی خود را غنی و پر بار خواهید نمود: یک خصوصیات ضروری برای میلیونرها.

5- دور اندیشی را پرورش دهید

انسان میلیونر خواسته های خود را برآورده میکند چرا که دیدگاه شگفت انگیزی نسبت به فرصتها دارد. او روند کار را در حال توسعه می بیند و میتواند اتفاقات سودمند بعدی را پیش بینی کند. این پیش گویی لزوما ذاتی و بالفطره نبوده بلکه بوسیله مطالعات مداوم در مورد بازار که منجر به تبدیل دانش به حس ششم میگردد، بوجود می آید. چشمهای خود را برای فرصتهای ایجاد درآمد تیز کنید.

6- امور را محول کنید

شما نمی توانید در هر کاری شماره یک باشید، اما میتوانید بهترین وکالت دهنده باشید. بجای اتلاف وقت برای آموختن همه چیز، افراد ماهر را برای انجام کارها مورد استفاده قرار دهید. اگر مشکل مالیاتی دارید، آنرا به دست یک حسابدار زبده بسپارید. اگر مسئله ای قانونی وجود دارد، یک وکیل استخدام کنید. پول بطرز صحیحی خرج خواهد شد زیرا از اتلاف وقت شما جلوگیری نموده و از بروز اشتباهات احتمالی ممانعت بعمل خواهد آمد. واگذاری امور خصوصیت اصلی یک مدیر خوب بشمار میرود. این را بخاطر داشته باشید.

7- متمرکز بمانید

انسان ثروتمند برای خود ماموریتی شفاف با اهدافی استوار در نظر میگیرد. او نگاهی مصصم و پایدار به نتیجه کارش داشته و هرگز از مسیر خود تغییر جهت نمی دهد. همین کار را انجام دهید: دیدگاه شخصیتان و نحوه رسیدن به آنرا بنوسید. هرگاه در مشکلات کوچک روزانه گرفتار آمدید، آن اهداف را به خود یادآوری کنید. به هر مسئله ای که برخورد کنید، دیدگاهتان شما را با انگیزه نگاه خواهد داشت.

8- خریدهای خود را ارتقاء دهید

آنچه را که سزاوارش هستید به خود بدهید: یک اتومبیل جدید، بهترین اتاقی که میتوانید در یک هتل رزو کنید، یا واگن درجه یک در قطار. با اینکه یک میلیونر پولش را عاقلانه خرج میکند، میداند خوب است که انسان با خودش همیشه خوش رفتاری داشته باشد.

9- سرگرمیهای بخصوصی داشته باشید

ثروت مترادف است با مهارت. اگر مهارت خاصی نداشته باشید بسختی میتوانید در زمره افراد نخبه و ممتاز قرار بگیرید. بنابراین خود را با سرگرمیهای مختلف مشغول کنید تا در چنین موقعیتی قرار بگیرید. عضو یک باشگاه درجه یک بیلیارد یا بولینگ شوید. از رستوران، نوشیدنیها و امکانات خوب آنجا لذت ببرید. زمانیکه بهترین هستید و بهترینها را انجام میدهید بسیار بیشتر مورد احترام و توجه قرار خواهید گرفت.

پول به دنبالش خواهد آمد

وانمود کنید تا بدستش آورید. این نکته کوچک تقریبا در مورد همه چیز صحت دارد و موفقیت نیز مستثنی از آن نیست. اگر میتوانید همگی عادات گفته شده در بالا را در زندگی خود اعمال کنید، نگرش مورد نیاز را کسب خواهید نمود. پول جذب افرادی میشود که میدانند چگونه باید با آن رفتار کرد

کاریز ما مشاور

تو هستی که منو ...

گاه کوچکم می بینی و گاه بزرگ...نه کوچکم و نه بزرگ .

خودت هستی که دور می شوی و نزدیک 

چرا در اسلام روابط دختر و پسر آزاد نیست؟

 

واقعیت آن است که غریزه جنسی از نیرومندترین غرایز در وجود انسان است که بسیاری از رفتارهای انسانی را شکل می دهد و به گونه های مختلف ظهور و بروز دارد. اسلام که یک مکتب جامع است و مى خواهد مردان و زنان مسلمان ,از یک طرف روحى آرام و اعصابى سالم و چشم و گوشى پاک داشته باشند تا بتوانند قله هاى رفیع انسانی و رستگارى را فتح نمایند و از طرف دیگر به نیازهای غریزی و فطری خود نیز دست یابند ، بنابراین با حساسیت ویژه , اما واقع بینانه و لحاظ کردن طبیعت و امیال درونى و خواسته هاى نفسانى انسان , قوانین و احکامى را جهت حفظ و نگه دارى فرد و جامعه در خط اعتدال و میانه روى وضع کرده است . از جمله آن احکام ، چگونگی ارتباط با جنس مخالف است .اینها همه به سبب این است که اسلام از جانب کسى براى هدایت انسان ها فرستاده شده است که خالق فطرت وغریزه با تمامى استعدادهاى بهینه و ذخیره شده در انسان است .  بنابراین هر عاملى که موجب تحریک انگیزه هاى شهوانى در جامعه گردد و به آرامش روحى و روانى و عفت عمومى , صدمه وارد کند, موردتأیید اسلام نیست . اسلام می خواهد انواع لذت های جنسی در محیط و درون خانواده شکل گیرد واز این طریق آرامش روحی و روانی و پیوند های عاطفی نیز برقرار بماند و با طرح آن در محیط جامعه به پیوند خانواده و اجتماع نیز آسیب وارد نشود .

 به جهت همان میل شدید جنسی گاهی اوقات بی آنکه دختر و پسر(به خصوص دختران ) بخواهند ، در شرایطی قرار می گیرند که حتی اراده خود را از دست می دهند و دیگر نمی توانند از ارتباط جنسی خود داری کنند و ناخود آگاه و بی آنکه که بخواهند ،کم کم در آن شرایط بدون بازگشت قرار می گیرند و زمانی متوجه می شوند که کار از کار گذشته است ، یعنی با فراهم شدن شرایط دیگر، اراده جلوگیری بسیار سخت و دشوار است . به خصوص آنکه پسران فریب کار و متاسفانه حرفه ای درفریب دختران جوان در این موارد ، شیاد و تردست هستند ، پس چرا نباید این جریان را از سرچشمه بست ؟ به همین خاطر در اسلام حتی خلوت کردن زن و مرد (دختر و پسر) نامحرم در مکانی که رفت و آمد نباشد ، حرام و گناه است . در آخر این که مگر غیر از این است که تمام روابط جنسی بین دختران و پسران از همین ارتباط های به ظاهر ساده و دوستانه آغاز شده است ؟ و متأسفانه به همین ارتباط جنسی ختم نشده ، بلکه عاملی برای پدید آمدن بسیاری از ناهنجاری های اجتماعی و روانی نیز می شود. بهترین شاهد بر ادعای فوق مراجعه به واقعیات موجود در اجتماع است، شما در باره طلاق‌ها ، فسادهای جنسی،  اعتیاد و افسردگی‌ها مقداری تحقیق کنید ، ببینید نقطه شروع این نابسامانی‌ها از کجا بوده ؟ بسیاری از آنها با یک نگاه ساده یا یک ارتباط کلامی کوچک با نامحرم شروع شده و به تدریج به ایجاد محبت و عشق و مشغول شدن فکر انجامیده و در انتها به قرار و مدار و . . . اما مسئله این است که چون جوانان و نوجوانان مخصوصا دختران جوان، هنوز به سنی نرسیده‌اند که عاقبت برخی از کارها برایشان تجربه شده باشد، فقط همان ابتدای کار را که شیرین است می‌بینند و خدای ناکرده به دوستی با پسران نامحرم تن می‌دهند و به این ترتیب وارد دامی می‌شوند که خلاصی از آن بسیار دشوار است . چرا که اولین مشکل آنها، مشغولیت فکرشان است و عقب افتادن تدریجی از درس . مشکل بعدی خانواه (اگر دارای خانواه مذهبی باشند)،‌ مشکل بعدی ازدواج است . آنها اگر بخواهند با همان پسری که از طریق کوچه و خیابان با او آشنا شده‌اند ازدواج کنند هیچ ضمانتی وجود ندارد که آن پسر چند دوست دختر دیگر در آستین نداشته باشد و سر بزنگاه از این دختر جدا و به آنها نپیوندد و به این ترتیب دختران زیادی را دچار داغ فراق و افسردگی و نابسامانی خانوادگی نکند ، حتی در دانشگاه‌ها یا محیط‌های کاری نیز ارتباط نامناسب با نامحرم، غالبا باعث گرفتاری است ، زیرا چه بسا باعث ایجاد عشق‌هایی در دل دختران و پسران جوان می‌گردد که به دلائل گوناگون، هرگز به "وصل" منجر نخواهد شد و داغ آن برای همیشه به دل طرفین خواهد ماند و فکرشان را آزرده خواهد ساخت .

 مسائل فوق هیچکدام قصه نیست ، بلکه واقعیت‌هایی است که به وفور در جامعه جاری است و ما تنها با گوشه هایی از آنها آشنا می شویم . بسیاری از گرفتاران این مسائل به دلیل حیا و شرم، مشکلات خود را برای دیگران بازگو نمی‌کنند . اگر این کار را می‌کردند درس عبرت خوبی برای دیگران مخصوصا جوانان و نوجوانان می‌گشت .

 نکته مهم این است که وقتی این مشکلات ریشه‌یابی می‌شوند ، غالب آنها از همان نگاه‌های کوچک و سخن‌های کوتاه و عشوه‌هایی آغاز می‌شوند که به نظر پرسش‌گر دل پاک ما، نبایست روی آنها حساسیت نشان داد،‌ اما چه می‌توان کرد که همین موارد کوچک اگر مورد بی توجهی واقع شوند و ادامه یابند سر از مشکلاتی بسیاری  در می‌آورند .       

 بنابراین احکام دین مقدس اسلام، بر اساس مصلحت زندگی انسان‌هاست و خداوند که بهتر از هر کس ساختمان فطری انسان را می‌شناسد، از روی محبت و به خاطر خود ما این احکام را وضع نموده و گرنه او نه بخیل است و نه نیازمند به این احکام .

 ما نیز در نگاه خود به زندگی بایستی عاقبت کارها را بنگریم و از زندگی دیگران عبرت بگیریم و به این نکته برسیم که : چه بسا لذت‌های کوتاه که رنج‌های طولانی به ارمغان می‌آورد .  

مدرسه کار آمد چه مدرسه ای است

مدرسه، لغتی سنگین، پر وزن و آشنا و ملموس برای همه است که احساس نیاز به آن در همه جا وجود دارد. مدرسه جزو اولین کلمات اساسی است که کودک از والدین خویش که اولین مدرسان وی هستند یاد می گیرد. می توان گفت مدرسه مساوی انسان و انسان مساوی زندگی است و ارتقاء انسان ارتقاء مدرسه را به دنبال دارد و برعکس. توجه به مدرسه، توجه به انسان و بی توجهی به مدرسه بی مهری به انسان است، اهمیت موضوع وقتی روشن می شود که واژه کارآمد در کنار مدرسه قرار بگیرد. مدرسه کارآمد، انسان کارآمد و حرفه ای تربیت می کند، بنابراین ارتباط دوسویه و انسان کارآمد در تبلور زندگی مشخص می گردد. کار و کارآفرینی در نظام ارزشی ما مورد تأکید ویژه قرار گرفته است و همواره همراه انسان بوده و در شکل گیری، نوآوری، خلاقیت و در نهایت رساندن انسان به توسعه نقش حیاتی داشته است. مدرسه کارآمد در ایران از پیشینه قابل توجهی به جمیع جهات برخوردار است در دوره های مختلف کشور از چند صد سال پیش مدارس کارآمد ابتدا مذهبی بعد حرفه ای ولی به تعداد محدود ایجاد شد و به تربیت انسان حرفه ای مبادرت ورزید. هم اکنون و در سالهای اولیه قرن 21 همه کشورها به سختی و با سرعت در تکاپوی آماده سازی مدارس خود از طریق تدوین برنامه ها، راهبردها و سیاستهای جدید برای مواجهه با نیازهای در حال تغییر انسان قرن حاضر می باشند.

مدرسه کارآمد مدرسه ای است که تمام ابعاد مدرسه را در برمی گیرد مدرسه ای که از نظر علمی، آموزشی، فرهنگی، تربیتی و حتی ساختمان مدرسه نیز کارآمد است. فضای این مدرسه باید از نظر فیزیکی فضای جذاب و شاداب داشته و حالت دلگیری و افسردگی از فضای مدرسه دور باشد. مدرسه باید متناسب با موقعیت خاص خود از امکانات بهره مند باشد و عوامل مدرسه نیز نسبت به موقعیت مدرسه و دانش آموزان احساس مسیولیت کنند. در چنین مدرسه ای توجه ویژه ای به استعدادها، توانمندیها، شرایط خانوادگی محیطی و اخلاقی دانش آموزان صورت می گیرد که در مجموع به اقتضای وضعیت هر فرد با او برخورد مناسبی می شود. در حقیقت یک مدرسه نمونه در تمام ابعاد وضعیت متعادل و مناسبی دارد و عناصر و عواملی که در رشد و توانمندی معلم، بهبود مدیریت مدرسه، فراهم آوردن امکانات و زنده نگهداشتن مدرسه مؤثر هستند، بیش از پیش مورد توجه قرار می گیرند. در اینگونه مدرسه ها شخصیت های علمی، فرهنگی و تربیتی از مدارج علمی بالایی برخوردارند. البته باید از افراط و تفریط پرهیز کرد و از تمامی عوامل و آثار نامطلوبی که می تواند روند آموزشی و روند تربیت را یکجا و غیرمنطقی هدف بگیرد مورد دقت قرار داده و در جهت استانداردسازی این گونه مسایل حرکت کرد. مدارس کارآمد تعامل خوبی با خانواده ها داشته و مشارکتهای مادی و معنوی آنها را جلب می کند. مدرسه ای که از مدیری توانمند، خلاق و مدبر برخوردار است و توان استفاده از فناوری را دارد. اینگونه مدارس با استفاده از اهرمهای

مدیریت موجود از جمله تشویق از بیشترین توان نیروی انسانی در اختیار، استفاده می نماید؛ آموزشگاهی که از مشاور و مربی پرورشی کارآمد برخوردار باشد و از تمامی امکانات و فضای آموزشی مطلوب از جمله کارگاه، آزمایشگاه، کتابخانه و... برخوردار بوده و از آن استفاده می نماید در این مدارس کارآمدی نیروی انسانی نیز در کارآمدی مدرسه نقش مؤثری دارد. قطعاً یک مدرسه کارآمد به مدیر کارآمد نیز احتیاج دارد. مدیرکارآمد مدیری است که اندیشه پویا دارد. مدیری که خودش کار تیمی بلد است. خردورز بوده و عقلانی فکر و عمل می کند مدیری که اجرا، کنترل و نظارت بر برنامه دارد مثلاً معلمی که علمش به روز نیست نمی تواند یک مدرسه را کارآمد کند همچنین برنامه نیز باید کارآمد باشد و یک سیستم برای دستیابی به کارآمدی نیازمند داشتن برنامه های پویاست. در دنیای تعلیم و تربیت کار ما تربیت انسانها برای زندگی در آینده است بنابراین باید روح حاکم بر برنامه ریزی مدرسه آینده پژوهانه باشد. به عنوان مثال اگر تصویر زندگی آینده یک زندگی فناورانه است یعنی کارت سوخت، فعالیت بانکی، خریدمان و... هوشمند می شود فهم چگونگی استفاده از این کارت یک مهارت است و اگر کسی نتواند با این کارت زندگی کند، زندگی روزمره اش مختل می شود. در حقیقت یک مدرسه موفق مدرسه ای است که یک نگاه به آینده دارد و با تصویری که از آینده دارد امروز برنامه ریزی می کند. در این مدرسه قوه تفکر، تجزیه و تحلیل دانش آموز رشد می کند به طوری که دانش آموز در حد خود به فکر کردن واداشته می شود تا آمادگی کافی برای تصمیم گیری در موقعیتهای پیش روی آینده را داشته باشد و این به قدرت و توانایی معلم بستگی دارد. در حقیقت معلم به گونه ای عمل می کند که دانش آموزان دستشان مثل فکرشان به کار آشنا شود ضمن اینکه روحیه مشارکت، تعامل، همبستگی تقویت شود و با ایجاد محیطی شاداب دانش آموزان برای زندگی فردا آماده شوند. مدرسه کارآمد مدرسه ای کیفی است که به کارآیی و اثربخشی توجه دارد یعنی در این مدرسه همه دوست دارند هم کارهای خوب انجام گیرد و هم کارهای خوب را به خوبی انجام دهند. وقتی کارهای خوب صحیح انجام شود اثر بخشی بالایی داشته و مدرسه کارآمد به اهدافش دست پیدا می کند. در این گونه مدارس تمام بخشها با هم هماهنگی داشته و همه ابعاد رشد یکسانی دارند مانند بدنی که همه اجزاء و عضوهای آن یکسان رشد کرده اند. مدارس موفق در همه برنامه ها و روش هایشان سعی می کنند دقت لازم داشته باشند و دانش و تجربیات خود را به همه منتقل کنند. در این مختصر به چند مور د از عوامل ناکارآمدی مدارس نیز اشاره می شود:

وقتی رفتار مدیران با کارمندان خوب نباشد.

▪ معلمان روحیه پژوهندگی و مشارکت پذیری شان پایین باشد و با دانش آموز تعامل خوبی برقرار نکنند.

▪ معلمان از نظر حرفه ای ضعیف باشند.

▪ به دانش آموزان به عنوان گیرنده اصلی خدمات توجه نشود.

▪ در جهت بهبود شرایط مدرسه برنامه ریزی نشود.

▪ گرفتار روزمرگی شوند.

▪ به جای استفاده از منابع موجود به دنبال منابع جدید بروند.