دوستان خوب من

دوستانی در زندگی ام داشتم که تنها به هنگام سختی ها کنارشان بودم، شادی هایشان مال من نبود

 دوستانی در زندگی ام داشتم که در عین ادعای دوست داشتن از خوشحالی و موفقیت هایم بغض می کردند، دوستان حسودی بودند و من هیچ گاه طعم خوب داشتن یک رفیق واقعی را نچشیدم

  دوستانی در زندگی ام داشتم که در عین احتیاج، تحقیرآمیز نگاهم می کردند و من حالم از بودن با آنها دگرگون میشد اما ناچار بودم این رابطه را ادامه بدهم

 

دوستانی در زندگی ام داشتم که چون می دانستم هیچ گاه درک ام نخواهند کرد، نزدیکشان نشدم

 دوستانی در زندگی ام داشتم که حرف های مگوی دلم را برای خوشایند دیگران فاش می کردند

 دوستانی در زندگی ام داشتم که دوستم داشتند، دوستشان داشتم، اما قید و بندها محدودمان کرده بود، حتی برای ابراز احساسات عمیق و ساده و صادقانه و انسانی به یکدیگر ، شرم می کردیم، چون از یک جنس نبودیم... همیشه این وقت ها ، قبل از آنکه گره ها سفت تر شوند، من همه چیز را رها کرده بودم...

  دوستانی در زندگی ام داشتم که هرگاه احساس تنهایی می کردم، آن قدر اهل نبودند، محرم نبودند که حرف های دلم را برایشان بازگو کنم

 دوستانی در زندگی ام داشتم که باید صادقانه بگویم نه اینکه "هیچ گاه فراموششان نکنم"، نه! بلکه "هیچ گاه به یادشان نمی آورم"!

 دوستانی در زندگی ام داشتم که "غرور"شان برایشان مهم تر از "دوست داشتن" من بوده است، و چه زود رهایم کرده و رفته اند، دوستانی که حتی نپرسیده اند چرا نمی خواهم کنارشان باشم؟ 

 دوستانی در زندگی ام داشتم که دلم را به دست گرفته و برده اند...

 دوستانی در زندگی ام داشتم که همیشه ترسیده ام مبادا رهایم کنند

 دوستانی در زندگی ام داشته ام که ....  دیگر دوستی نمانده! "

نقش رسانه‌هاي آموزشي    در فرآيند يادگيري دانش آموزان

مراحل اجراي طرح همياري در امر آموزش يادگيري فراگيران ، آموزگار هدف مشخصي را براي درسي كه مي دهد در نظر مي گيرد. تدريس را با صحبت راجع به هدف درسي و ايجاد انگيزه شروع مي كند. توضيح هدف درس در ابتداي تدريس باعث برانگيختن حس كنجكاوي و توجه در شاگردان شده و بي صبرانه منتظر تمرين آن در گروههاي كوچك خود مي باشد. پس از اينكه هدف درس براي شاگردان توضيح داده شد معلم مي تواند با توجه به جَو كلاس ، تدريس خود را در حين يا در پايان كارگروهي انجام دهد. اعضاي گروه مطلب مشخص شده از سوي معلم را به طور انفرادي در گروه مورد مطالعه قرار مي دهند .معلم دراين مرحله در زمينه موضوع تدريس سوالهايي را در اختيار دانش آموزان قرار مي دهد و آنها به صورت فردي پاسخ مي دهند. معمولاً وظيفه معلم است كه زمان پاسخگويي به سؤالات را براي دانش آموزان مشخص نموده و در صورت نياز  اين زمان را افزايش مي دهد. افراد گروه با بحث و دليل تراشي براي رسيدن به يك پاسخ مشترك جوابهاي انفرادي خود را مورد مقايسه قرار مي دهند كه نقش معلم سركشي به گروهها  و راهنمايي آنان براي رسيدن به جواب مشترك مي باشد. آموزگار راهنمايي تصحيح سؤالات يا تمرينها را در اختيار مدير گروه قرار مي دهد تا پاسخهاي تيمي يا گروهي دانش آموزان در گروه مورد ارزشيابي قرار گيرد. نتيجة كار گروهها در كلاس نشان داده مي شود و گروههايي كه كار خود را به نحو احسن انجام داده اند مورد تشويق قرار مي گيرند. در اين مرحله معلم نقش فعال به عهده مي گيرد و از حالت تسهيل كننده خارج شده و به صورت يك مدير در مي آيد. در انتهاي فعاليت گروهي دانش آموزان نتيجه گيري كلي را كه همان تكرار هدف درسي است از سوي آموزگار انجام مي گيرد. در پايان معلم به شاگردان تكليف مربوط به همان درس را مي دهد تا به طور مستقل و انفرادي تمرين بيشتري داشته باشند. يادگيري دانش آموزان به وسيله همياري و كمك به يكديگر انجام مي پذيرد. دانش آموزان مي آموزند به بحث و تبادل نظر و قضاوت در مورد فعاليتهاي يكديگر بپردازند. با توجه به اينكه يادگيري دانش آموزان از گروه همسالان به مراتب بيشتر از معلم مي باشد، اين روش باعث افزايش يادگيري فراگيران مي گردد. اجراي اين طرح منجر به يادگيري مثبت اهداف كلي در رابطه با فرآيند يادگيري فراگيران ايجاد زمينه مناسب  جهت  رشد و شكوفايي دانش آموزان ايجاد  فضاي  مناسب در جهت فعال نمودن بيشتر دانش آموزان در امر آموزش ديد مثبت نسبت به توانائيهاي بالقوه شاگردان و اشتياق آنان به يادگيري تقويت روحيه اعتماد به نفس ايجاد ارتباط بين كلاس و دنياي واقعي تقويت روحية همكاري و تعادل در دانش آموزان . در گروه بندي دانش آموزان در كلاس بايد به مواردي توجه شود به طور كلي گروهها دو دسته هستند گروههاي همگن (جور- يكسان ) و گروههاي ناهمگن ( غيريكسان ، ناجور  )  كه ممكن و ناممكن بودن  در دو زمينه مورد بررسي است. 1- از لحاظ جسمي 2- از لحاظ درسي .

 بهترين نوع گروه گروهي است كه ناممكن درسي و ممكن جسمي باشد و بدترين نوع گروه ناممكن جسمي و ممكن درسي است.

استاندارد افراد گروه در ايران سه تا پنج نفر و استاندارد تعداد افراد گروه درجهان چهار تا شش نفر مي باشد.در امر گروه بندي تغيير موقعيت نشستن دانش آموزان مي باشد. آرايش صندليها بايد به گونه‌اي باشد كه شاگردان در گروههاي كوچك چهار تا پنج نفري روبروي يكديگر قرار بگيرند. براي گروه بندي دانش آموزان لازم است كه معلم با توجه به وضعيت درسي و جسمي شاگردان يك گروه مناسب درست كند.

ضروري است كه معلم به كمك دانش آموزان قوانيني تدوين نمايد كه در تمام مدت استفاده از روشهاي آموزش مشاركتي به آن توجه كنند بهتر است تعداد قوانين محدود باشد. تعيين مسئوليت شخصي براي تك تك افراد گروه لازم است يكي از شاگردان را مدير گروه و يكي دگير را وقت نگه دار و ديگري را يادداشت بردار و كسي را هم مسئول گرفتن و برگرداندن وسايل لازم مثل لوازم آزمايشگاهي ، مداد، كاغذ و… در نظر بگيرند.

اعضاي گروه از يكديگر مي آموزند و در آن هر فراگيري از دستهاي ياريگر دوستانش برخوردار است.

در مقايسه با روش مطالعه جدا از ديگران ، ايجاد شناخت و تركيبات بيشتر اجتماعي و خلق فعاليت بيشتر عقلي مي‌كند كه سبب افزايش يادگيري مي شود. احساسات مثبت نسبت به يكديگر را افزايش مي دهد از جدايي و تنهايي مي كاهد، روابط ايجاد مي كند و نگرش مثبتي نسبت به افراد ديگر فراهم مي‌آورد  بر خود شكوفايي از طريق يادگيري و از طريق احساسي مي افزايد كه به شخص از اينكه مورد احترام و توجه افراد ديگر در محيط قرار گرفته دست مي‌دهد. هر قدر دانش آموزان فرصت كار با يكديگر را بيشتر بيابند آن كار را بهتر انجام داده و از مهارتهاي كلي اجتماعي بيشتري برخوردار مي‌شوند . دانش آموزان از جمله كودكان دبستاني مي‌توانند از طريق آموزش ياد بگيرند توان خود را براي كار با يكديگر افزايش دهند.

« رسانه آموزشي »

 به كلية امكانات و روشهايي گفته مي شود كه شرايطي را در كلاس درس فراهم مي‌آورند تا يادگيري يادگيرندگان بهتر ، بيشتر ، زودتر و كاملتر انجام گيرد و به كسب اطلاعات ، رفتارها و مهارتهاي تازه با دركي عميق بينجامد .

رسانه آموزشي ، بخشي از فناوري آموزشي است كه بين موضوع يادگيري و يادگيرنده نقش ميان دار ، رابط ، وسيله ميانجي را به عهده دارد.

در كتاب « مباني نظري تكنولوژي آموزشي » در اين باره چنين مي خوانيم :

« اگر موضوع يادگيري را كالايي بدانيم، يادگيرندگان همانند مصرف كنندگان آن كالا به شمار مي‌آيند و رسانه ها همان عواملي هستند كه كالا را براي مصرف كنندگان ارسال مي‌كنند.(مانند : تلويزيون ، رايانه ، راديو و حتي جامعه ) يا كالا را بين مصرف كنندگان  توزيع مي‌كنند (مثل معلم، پدر ،مادر، همسالان ، آشنايان و نزديكاني كه همواره سعي دارند نقش معلم را خود به عهده بگيرند».

ادامه نوشته

ویژگی های آدم های موفق


این انسان ها بسیار خونگرم و اصیل هستند. آنها می توانند فضای محیطی که در آن هستند را بسیار شاد کنند و لبخند به لب های همه بیاورند. شاید شما جزو افرادی باشید که خجالتی هستند و نمی توانند به راحتی با دیگران ارتباط برقرار کنند. اما با این حال، دوست دارید قوی تر باشید و این رویه تغییر کند. دوست دارید روی دیگران تاثیر خوب و مثبت داشته باشید و مردم شما را دوست داشته باشند.

در اینجا ویژگی های آدم های دوست داشتنی را برایتان نوشته ایم شاید بتوانید آنها را به کار بگیرید و به مقصود خود برسید.


1. آنها قیافه نمی گیرند

درست است، همه ما دوست داریم قوی و با اعتماد به نفس دیده شویم. به همین منظور، سرمان را بالا می گیرد، صاف و چهار شانه راه می رویم، هنگام صحبت کردن، صدایمان را کنترل می کنیم و بسیار گرم و محکم با دیگران دست می دهیم. این کارهابه هیچ وجه بد نیست و نشان دهنده اعتماد به نفس هستند. اما در چنین مواقعی مثلا در یک جلسه یا ملاقات، این طور به نظر می رسد که فقط شما باید دیده شوید و دیگران نباید به چشم بیایند و این مساله به هیچ وجه پسندیده نیست و مردم هم این موقعیت را دوست ندارند.

نلسون ماندلا مرد بزرگی است. او در ملاقات با افراد مهم و سران ممالک دیگر بسیار متواضعانه برخورد می کند. به طور مثال، هنگام ملاقات با بیل کلینتون، هر دو به سمت هم قدم برداشتند و به هیچ وجه طوری برخورد نکردند که طرف مقابل باید اول ادای احترام کند. با هم دست دادند. ماندلا به نشانه احترام و ادب و فرهنگ خود، تعظیم کرد و کلینتون نیز همین کار را در برابر ماندلا تکرار کرد.

شما هم برای اینکه همین قدر دوست داشتنی به نظر برسید، هنگام ملاقات با دیگران  آرام باشید، یک قدم به جلو بردارید، سرتان را به سمت او خم کنید، لبخندی گوشه لب خود بگذارید و بسیار گرم و صمیمی دست بدهید. این باعث می شود احترام ویژه ای نزد طرف مقابل پیدا کنید. 

همیشه همه ما همه افرادی که ما را دوست دارند، دوست داریم. وقتی واقعا و درونی از ملاقات کسی خوشحال می شوید، او نیز احساس خوبی به شما خواهد داشت.

2. روش جیو جیتسو را خوب بلد هستند

شما فردی را ملاقات می کنید. 15 دقیقه با او همکلام می شوید. پس از جدا شدن با خود می گویید: «چه همصحبتی خوبی بود. او بسیار عالی حرف می زد و رفتار می کرد.»

افراد دوست داشتنی در جیوجیتسو اجتماعی تبحر کامل دارند. جیو جیتسو در واقع یک ورزش رزمی ژاپنی و قدیمی است و حرکات آن شامل بر ضربه زدن، گرفتن، پرتاب کردن و فشار آوردن بر روی مفاصل حریف است. اما نوع اجتماعی آن به این ترتیب است که فرد بدون اینکه خود آگاه باشد در مورد خود صحبت می کند. این تکنیک به گونه ای انجام می شود که همه فعالیت های فرد، رفتارهای او، واکنش هایش مورد توجه طرف مقابل قرار می گیرد. افراد دوست داشتنی حتی هنگام توضیح یک فایل پاور پوینت هم طوری رفتار می کنند که مورد توجه همگان قرار می گیرند. این ذات و اصالت یک فرد دوست داشتنی است. آنها از علاقه مندی ها، ادب و احترام و متانت و وقار اجتماعی خود برای جذب علاقه دیگران استفاده می کنند.

جیو جیتسو اجتماعی بسیار آسان است. فقط کافی است سوال های درست بپرسید. همیشه متعادل باشید و برای توضیح و خودکاوی فضا بگذارید. سوالاتی همچون چگونه، چرا و چه کسی را زیاد از خود بپرسید.

اگر چیز جدیدی از کسی آموخته اید از او بپرسید چطور آن را انجام داده است. یا چه چیز آن را دوست دارد یا خودش چه از آن آموخته است. همچنین از او بپرسید اگر بخواهید در موقعیت او باشید چه کارهایی باید انجام دهید و چه رفتاری باید داشته باشید.

همیشه با سوال های درست و به موقع خود احترام خود را به فرد مقابل نشان دهید. به این ترتیب با یک تیر دو نشان زده اید، هم خودتان مسایل جدید آموخته اید و هم به او ادای احترام کرده اید که برای موقعیت اجتماعی خودتان نیز خوب است. همه مردم افرادی که آنها را تحسین می کنند را دوست دارند.

3. آنها قدرت دست دادن را نادیده نمی گیرند

در قرارهای کاری، جلسات، نشست ها و ... وقتی دو جنس موافق با یکدیگر روبه رو می شوند و قرار است همکاری جدیدی با هم آغاز کنند، یا به عنوان همکار در یک مسیر حرکت کنند، بسیار خوب است که تاثیر مثبتی بر هم داشته باشند. برای ایجاد انرژی مثبت میان افراد نباید قدرت لمس همچون دست دادن را نادیده گرفت. شما با فشردن گرم و صمیمانه دست های طرف مقابل، می توانید باعث ایجاد حالتی دوستانه و سرشار از انرژی های مثبت بشوید.

می توانید بازوهای فرد را لمس کنید یا دست روی شانه او بگذارید. البته باید این کارها بسیار دوستانه و صادقانه انجام شوند و فقط جنبه ظاهری و تشریفاتی نداشته باشند. هر چه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند.

قدرت لامسه همه محدودیت های طبیعت انسان ها را در هم می شکند و فاصله روحی میان آنها را تا حد زیادی کم می کند. این حس انسان ها باعث می شود تا بیشتر مورد توجه و علاقه یکدیگر قرار بگیرند. بنابراین، از آن هوشمندانه استفاده کنید.

4. آنها بهترین برخورد را دارند

«از دیدن شما خوشبختم» جمله ای است که همه در برخورد اول به هم می گویند. این جمله مودبانه است اما تاثیر چندانی روی فرد ندارد. باید بدانید که  برخورد اول همان قدر که مهم است، تاثیرگذاری بسیاری هم دارد. یعنی باید طوری برخورد کنید که برای مدت طولانی تر در ذهن طرف باقی بماند. به طور مثال، هنگام خداحافظی جلو بروید، با یک دست به طرف دست بدهید و دست دیگر را روی شانه او بگذارید و با لبخند مهربان بگویید: من واقعا از دیدن شما بسیار خرسند شدم. یا بگویید: باید بگویم واقعا از هم صحبتی با شما لذت بردم. با لبخد زیبا و واقعی طرف مقابل را بدرقه یا از او خداحافظی کنید و بگویید: روز خوبی داشته باشید.

5. بی چشم‌داشت کار می کنند

این موقعیت را تصویر سازی کنید: شما گفت‌وگوی خوبی داشته اید و به نقاط اشتراک متعددی رسیده اید ... و ناگهان همه چیز به هم می ریزد و همه برنامه ها و اکنش های شما تغییر می کند. اگر قرار است از او خواهشی بکنید، راهی پیدا کنید که اول به طرف مقابل کمکی کرده باشید و سپس از او بخواهید خواسته شما را برآورده کند. مردم دوست داشتنی همیشه دوست دارند بدانند چه کاری از دست آنها برای شما ساخته است. آنها بیشتر از خود به فکر دیگران هستند. 

6. اصیل و بی ریا رفتار می کنند

همه مردم ویژگی های فردی خود را دارند و هرکسی کاری را بهتر از دیگری انجام می دهد. وقتی می دانید فردی از اطرافیان شما کاری را بهتر از شما انجام می دهد، این اجازه را به او بدهید.

سعی نکنید خود را فهمیده تر و ماهرتر از دیگری نشان بدهید. این جور مواقع بهتر است اتفاقا نقش انسان بازنده را ایفا کنید. گاهی برای تاثیرگذار بودن باید به دیگران اجازه خودنمایی داد. در این مواقع خوب است شکست و ضعف را قبول کنید. البته منظور این نیست که نقاط ضعف خود را بروز دهید اما به طور مثال اگر همکارتان گفت ما معامله بزرگ و سودمندی داشتیم. فقط در پاسخ بگویید: «من باید اعتراف کنم به این موضوع حسادت می کنم. ما مدت ها است می خواهیم این معامله را انجام دهیم اما موفق نمی شویم. شما چگونه آن را انجام دادید؟ کارتان واقعا جای تحسین دارد.»

اینکه کمی ضعف و آسیب پذیری خود را نشان بدهید، نهراسید. مردم شاید گاهی رفتارهای تصنعی را نیز تحسین کنند اما واقعیت این است که همه دنبال صداقت و رک و راست بودن هستند. همیشه خودتان باشید. مردم همیشه خود واقعی شما رابیشتر دوست خواهند داشت.

آنها می دانند انجام موارد مذکور آسان نیست

این موارد آسان به نظر می رسند؟ آسان به نظر می رسند اما واقعا آسان نیستند. مخصوصا اگر خجالتی هستید هیچ کدام از این موارد آسان نیستند. بنابراین، این را قبول و باور کنید که این موارد کارهای ساده ای نیستند. پیرو  آن، باید قبول کنید کمی متفاوت، صادق، مهربان، کمی پیچیده و گاهی کمی آسیب پذیر و ضعیف باشید تا دیگران شما را بیشتر دوست داشته باشند.

همیشه به این نکته توجه داشته باشید برخورد اول تاثیر بسیاری در ذهن طرف مقابل دارد. اما از این موضوع نهراسید. همیشه طوری رفتار کنید که مردم احساس خوبی به خود پیدا کنند. این مساله به تنهایی باعث می شود تا بیشتر شما را دوست داشته باشند. در ضمن، شما هم باید خودتان را بیشتر دوست داشته باشید. وقتی فردی خودش را دوست یا قبول ندارد چگونه می تواند دیگری را دوست داشته باشد.

چقدر بزرگند پدران ؟؟؟؟؟؟؟؟


مرد جوانی، از دانشگاه فارغ التحصیل شد. ماه ها بود که ماشین

اسپرت زیبایی، پشت

شیشه‏ های یک نمایشگاه به سختی توجهش را جلب کرده بود و از ته

دل آرزو می کرد

که روزی صاحب آن ماشین شود. مرد جوان، از پدرش خواسته بود که

برای هدیه فارغ

التحصیلی، آن ماشین را برایش بخرد. او می دانست که پدر توانایی

خرید آن را دارد.

بلأخره روز فارغ التحصیلی فرا رسید و پدرش او را به اتاق مطالعه

خصوصی اش فراخواند و

به او گفت:…

 

من از داشتن پسر خوبی مثل تو بی نهایت مغرور و شاد هستم و تو را

بیش از هر کس

دیگری در دنیا دوست دارم. سپس یک جعبه به دست او داد. پسر،

کنجکاو ولی نا امید،

جعبه را گشود و در آن یک انجیل زیبا، که روی آن نام او طلاکوب شده

بود، یافت. با

عصبانیت فریادی بر سر پدر کشید و گفت: با تمام مال و دارایی که

داری، یک انجیل به

من می دهی؟ کتاب مقدس را روی میز گذاشت و پدر را ترک کرد.

 

سال ها گذشت و مرد جوان در کار و تجارت موفق شد. خانه زیبایی

داشت و خانواده ای

فوق العاده. یک روز به این فکر افتاد که پدرش، حتماً خیلی پیر شده و

باید سری به او

بزند. از روز فارغ التحصیلی دیگر او را ندیده بود. اما قبل از اینکه اقدامی

بکند، تلگرامی به

دستش رسید که خبر فوت پدر در آن بود و حاکی از این بود که پدر، تمام

اموال خود را به

او بخشیده است. بنابراین لازم بود فوراً خود را به خانه برساند و به امور

رسیدگی نماید.

هنگامی که به خانه پدر رسید، در قلبش احساس غم و پشیمانی کرد.

اوراق و کاغذهای

مهم پدر را گشت و آنها را بررسی نمود و در آنجا، همان انجیل قدیمی را

باز یافت. در

حالیکه اشک می ریخت انجیل را باز کرد و صفحات آن را ورق زد و کلید

یک ماشین را

پشت جلد آن پیدا کرد. در کنار آن، یک برچسب با نام همان نمایشگاه

که ماشین مورد

نظر او را داشت، وجود داشت. روی برچسب تاریخ روز فارغ التحصیلی

اش بود و روی آن

نوشته شده بود: تمام مبلغ پرداخت شده است.

اینگونه آرمش داشته باشید


یکی از شاگردان سقراط وی را پرسید: زچه رو هرگزت اندوهگین ندیده‌ام ؟

سقراط گفت: از آن رو که چیزی را مالک نیستم که عدمش اندوهگینم کند

روز دانشجو مبارک


عشق حقیقی

     پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد .. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید .. عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند ..

     پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند .. سپس به او گفتند : باید ازت عکسبرداری بشه تا جایی از بدنت آسیب و شکستگی ندیده باشه .. پیرمرد غمگین شد .. گفت عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست ..

      پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند .. پیرمرد گفت : زنم در خانه سالمندان است .. هرصبح آنجا میروم و صبحانه را با او میخورم .. نمیخواهم دیر شود ..


      پرستاری به او گفت : خودمان به او خبر می دهیم .. پیرمرد با اندوه  گفت : خیلی متاسفم او الزایمر دارد چیزی را متوجه نخواهد شد .. حتی مرا هم نمی شناسد .. پرستار با حیرت گفت : وقتی نمی داند شما چه کسی هستید چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید ؟ پیرمرد با صدایی گرفته .. به آرامی گفت : اما من که میدانم او چه کسی است.

16آذر وز دانشجوست این مطلب را نوشتم تا من هم بگویم روز دانشجو یک روز خاص است به همین خاطر این روز را به همه ی دانشجویای گرانقدر مراجعه کننده به این وبلاگ تبریک گفته وآرزومندم که شادی وسلامتی وبهروزی  همیشه همراه آنان باشد

الفبای موفقیت

A – Accept : پذيرا باشيد: ديگران را همانگونه که هستندبپذيريد ، حتي اگر برايتان مشکل باشد که عقايد ، رفتارها و نظرات آنها را درک کنيد

 

B - Break away : خودتان را جدا سازيد: خود را از تمام چيزهاييکه مانع رسيدن شما به اهدافتان مي شود جدا سازيد

 

C - Creat : خلق کنيد : خانواده اي از دوستان و آشنايانتان تشکيل دهيد و با آنها اميدها ، آرزوها، ناراحتي ها و شادي هايتان را شريک شويد

 

D – Decide : تصميم بگيريد: تصميم بگيريد که در زندگي موفق باشيد . در آن صورت شادي راهش را به طرفشما پيدا مي کند و اتفاقات خوشايند و دلپذيري براي شما رخ خواهد داد

 

E - Explore : کاوشگر باشيد : جستجو و آزمايش کنيد . دنيا چيزهاي زيادي برايارائه کردن دارد و شما هم قادريد چيزهاي زيادي را ارائه دهيد. هر زمان که کار جديدي را آزمايش مي کنيد خودتان را بيشتر مي شناسيد

 

F - Forgive : ببخشيد : ببخشيد و فراموش کنيد . کينه فقط بارتان را سنگين تر مي کند والهام بخش ناخوشايندي است. از بالا به موضوع نگاه کنيد و به خاطر داشته باشيد که هر کسي امکان دارد اشتباه کند

 

G - Grow : رشد کنيد: عادات واحساسات نادرست خود را ترک کنيد تا نتوانند مانع و سد راه شما براي رسيدن به اهدافتان شوند

 

H – Hope : اميدوار باشيد: به بهترين چيزها اميد داشتهباشيد و هرگز فراموش نکنيد که هر چيزي امکان پذير است ، البته اگر در کارهايتان پشتکار داشته باشيد و از خدا کمک بخواهيد

 

I - Ignore : ناديده بگيريد: امواج منفي را ناديده بگيريد . روي اهدافتان تمرکز کنيد و موفقيتهاي گذشته را بخاطر بسپاريد . پيروزي هاي گذشته نشانه و رابطي براي موفقيت هاي آينده هستند

 

J – Journey : سفر کنيد: به جاهاي جديد سر بزنيد و بافکر روشن ، امکانات جديد را آزمايش کنيد . سعي کنيد هر روز چيزهاي جديدي را بياموزيد ، بدين صورت رشد خواهيد کرد و احساس زنده بودن مي کنيد

 

K – Know : بدانيد: بدانيد که هر مساله اي هر چقدر هم که سخت و دشوار باشد درنهايت حل خواهد شد . همان طور که گرماي مطبوع و دلپذير بهار پس از سرماي طاقت فرساي زمستان مي آيد.

 

L – Love : دوست بداريد : اجازه دهيد که عشق به جاي نفرت ، قلبتان راپر کند. زماني که نفرت در قلب شما ساکن است هيچ فضاي خالي براي عشق وجود ندارد ، اما موقعي که عشق در قلبتان ساکن است ، تمام خوشبختي و شادي در وجودتان قرار دارد

 

M – Manage : مدير باشيد: بر زمان مديريت داشته باشيد، تا استرس و نگراني کمتري شما را رنج دهد . استفاده درست از زمان باعث مي شود که روي موضوعات مهم بهتر تمرکز کنيد

 

N - Notice : توجه کنيد: هرگزافراد فقير ، نااميد ، رنج کشيده و ضعيف را ناديده نگيريد و هر نوع کمکي را که قادريد به اين افراد ارائه دهيد از آنان دريغ نکنيد

 

O -Open : باز کنيد: چشم هايتان را باز کنيد و به تمام زيباييهايي که در اطرافتان وجوددارد نگاه کنيد ، حتي در سخت ترين و بدترين شرايط ، چيزهاي زيادي براي سپاسگزاري وجود دارد

 

P –Play : بازي و تفريح کنيد: فراموش نکنيد که درزندگيتان تفريح و سرگرمي داشته باشيد . بدانيد که موفقيت بدون شادي و لذت هاي مشروع ، مفهومي ندارد

 

Q – Question : سوال کنيد: چيزهايي را که نميدانيد بپرسيد ، زيرا که شما براي ياد گرفتن به اين کره خاکي آمده ايد

 

R – Relax : آرامش داشته باشيد: اجازه ندهيد که نگراني و استرس بر زندگي شماحاکم شود و به ياد داشته باشيد که همه چيز در نهايت درست خواهد شد.

 

S – Share : سهيم شويد: استعدادها ، مهارتها ، دانش و توانائيهايتانرا با ديگران تقسيم کنيد ، زيرا هزاران برابر آن به سمت خودتان برمي گردد

 

T – Try : تلاش کنيد: حتي زماني که روياهايتان غير ممکن به نظر مي رسندتلاشتان را بکنيد . با تلاش و مشارکت در انجام کارها ماهرو خبره مي شويد

 

U – Use : استفاده کنيد : از استعدادها و توانايي ها يتان به عنوان بهترينهديه استفاده کنيد . استعدادهايي که تلف شوند ارزشي ندارند. استفاده صحيح از استعدادها و تواناييهايتان براي شما پاداش هاي غيرمنتظره اي به دنبال دارد

 

V – Value : احترام بگذاريد: براي دوستان و اقوامي که شما را حمايتو تشويق کرده اند ، ارزش قايل شويد و هر کاري که از دستتان بر مي آيد براي آنها انجام دهيد

 

X – X-Ray : اشعه ايکس: با دقت و شبيه اشعه ايکس به قلبهاي انسانهاي اطراف خود بنگريد در نتيجه شما زيبايي و خوبي را در قلب آنها خواهيد ديد

 

Y – Yield : اجازه دهيد: اجازه دهيد که صداقت و درستکاري واردزندگيتان شود. اگر شما در راه درستي حرکت کنيد در انتها خوشبختي را خواهيد يافت

 

Z – Zoom : تمرکز کنيد: زماني که خاطرات تلخ ، ذهنتان را پر کردهاست ، به جاهاي شاد برويد . اجازه ندهيد که تلخي ها مانع رسيدن شما به اهدافتان شود. در عوض روي توانايي ها ، روياها و فردايي روشن تمرکز کنيد


" یک پایان تلخ، بهتر از یک تلخی بی پایانه "

حسرت



 چه راحت میگن قسمت نبود

نمیدونند اون قسمتی که ازش حرف میزنند

دنیای کسی بود که

هر ذره ی اون رو

هرشب

با هزار آرزو  می ساخت

وا

چه رنجی هست لذتها را تنها بردن

و چه زشت است زیباییها را تنها دیدن

و چه بدبختی آزار دهنده ای است تنها خوشبخت بودن!!!!!

در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است .


چرا دنيا پره از حادثه هاي وارونه


تنهایی نامِ دیگر پاییز است …

هرچه عمیق تر ، برگ ریزان خاطره هایت بیشتر …


منتظر


ناگزیر از سفرم، بی سرو سامان چون باد

به گرفتار رهایی نتوان گفت آزاد

کوچ تا چند؟! مگر می‌شود از خویش گریخت

«بال» تنها غم غربت به پرستوها داد

اینکه «مردم» نشناسند تو را غربت نیست

غربت آن است که «یاران» ببرندت از یاد

عاشقی چیست؟ به جز شادی و مهر و غم و قهر؟!

نه من از قهر تو غمگین، نه تو از مهرم شاد

چشم بیهوده به آیینه شدن اندوخته‌ای

اشک آن روز که آیینه شد از چشم افتاد

تغییر

تغییر لازم است

زندگی لازمه تغییر است

انسان ها با گذشت زمان تغییر می کنند اماچه خوب است اعتقادات انسان عمیق شود وتغییر نکند

اما خوب است تعهد انسان ها تغییر نکند 

خوب است انسان هر رور هدفش را تغییر ندهد



غصه چرا


ماه من ، غصه چرا ؟!

آسمان را بنگر ، که هنوز، بعد صدها شب و روز

مثل آن روز نخست

گرم وآبی و پر از مهر ، به ما می خندد !

یا زمینی را که، دلش ازسردی شب های خزان

نه شکست و نه گرفت !

بلکه از عاطفه لبریز شد و

نفسی از سر امید کشید

ودر آغاز بهار ، دشتی از یاس سپید

زیر پاهامان ریخت ،

تا بگوید که هنوز، پر امنیت احساس خداست !

ماه من غصه چرا !؟! 

تو مرا داری و من

هر شب و روز ،

آرزویم ، همه خوشبختی توست !

ماه من ! دل به غم دادن و از یاس سخن ها گفتن

کارآن هایی نیست ، که خدا را دارند ...

ماه من ! غم و اندوه ، اگر هم روزی، مثل باران بارید

یا دل شیشه ای ات ، از لب پنجره عشق ، زمین خورد و شکست،

با نگاهت به خدا ، چتر شادی وا کن

وبگو با دل خود ،که خدا هست ، خدا هست !

او همانی است که در تار ترین لحظه شب، راه نورانی امید

نشانم می داد ...

او همانی است که هر لحظه دلش می خواهد ، همه زندگی ام ،

غرق شادی باشد ....

ماه من !

غصه اگر هست ! بگو تا باشد !

معنی خوشبختی ،

بودن اندوه است ...!

این همه غصه و غم ، این همه شادی و شور

چه بخواهی و چه نه ! میوه یک باغند

همه را با هم و با عشق بچین ...

ولی از یاد مبر،

پشت هرکوه بلند ، سبزه زاری است پر از یاد خدا

و در آن باز کسی می خواند ،

که خدا هست ، خدا هست

و چرا غصه ؟! چرا !؟


رنجش

از انسان های خسته نرنج زیرا آنها نمی دانند چه می گویند

 

جزوه تحلیل محتوای بر نامه درسی تربیت معلم

۱- آشنايي با رويكردهاي برنامه هاي درسي :

 به طور كلي پنج  نظريه در رويكردهاي برنامه هاي درسي به شرح زير مطرح است .

1- ديدگاهي كه به رشد و توسعه فرآيندهاي ذهني و عقلي مبتني است .

توضيح : در اين ديدگاه معتقدند كه برنامه هاي درسي  بايد طوري تدوين شود كه منجر به توسعه فرآيندهاي ذهني و عقلي فراگيران شود. بدين منظور مدارس بايد دو وظيفه اساسي را انجام دهند .

الف- مدارس بايد فراگيران را با چگونگي يادگرفتن آشنا كند . به عبارت ديگر مدارس موظفند كه چگونه ياد گرفتن را به دانش آموزان بياموزند.

ب- مدارس بايد شرايطي را مهيا كنند كه تا فراگيران تحت آن شرايط بتوانند به فرآيندهاي عقلي دست پيدا كنند.

2- ديدگاهي كه به فرآيندهاي مسائل اجتماعي و فعاليتهاي مبتني بر آن تأكيد دارد.

توضيح : بر سه اصل استوار است .

الف- نظريه هاي اجتماعي بايد به نقش هاي اجتماعي يا حوزه هاي زندگي اجتماعي و موقيعت هاي پايدار زندگي انسانها به عنوان موجود اجتماعي در نظر بگيرد.

ب- نظريه هاي برنامه هاي درسي بايد حول جنبه ها يا مسائل اجتماعي و زندگي اجتماعي فراگيران تدوين شود .

ج- نظريه هاي بازسازي اجتماعي كه مي گويند بهسازي اجتماع از طريق درگير كردن مستقيم فراگيران و مدارس با نقش ها و كاركردهاي آن بايد هدف اصلي برنامه هاي درسي باشد.

28/7/91

3- ديدگاهي كه به نيازها و علايق فراگيران توجه مي كند .

توضيح : برنامه هايي كه به نيازها و علايق فردي تاكيد مي كند ، در اين ديدگاه سعي مي شود مبتني بر نياز هاي فراگيران برنامه ها را تنظيم نمايند . اما همان طور كه مي دانيد نيازهاي افراد متفاوت است . چه طور مي توان بين نيازهاي متفاوت افراد اتحاد و هماهنگي ايجاد كرد . علماي برنامه ريزي در اين خصوص مي گويند وقتي به نياز هاي عام فراگيران توجه شود برنامه ها را مي توان مبتني بر نيازها تنظيم نمود . البته در يك برنامه درسي در هيچ جاي دنيا نمي توان مبتني بر نياز هاي تك تك افراد نمود . بلكه اگر لااقل هفتاد درصد نياز هاي افراد مرتفع مي گردد . كافي است خصوصيات مهم اين برنامه عبارتند از :

الف - طرح برنامه بر اساس نيازها و علايق فراگيران باشد.

ب- برنامه داراي قابليت انعطاف باشد .

ج- آموزش به صورت فردي و معلم نقش راهنما را در آن ايفا كند.

4- ديدگاهي كه بر موضوعات علمي تأكيد نمايد .

توضيح : در اين ديدگاه معتقدند كه برنامه هاي درسي بايد طوري تدوين شود كه به ديسپلين هاي مختلف توجه شود . بدين ترتيب برنامه حول سوژه هاي مختلف كه مبتني بر ميراث فرهنگي آن اجتماع است مي بايستي تدوين شود . (ديسپلين درسي = نظم درسي ، موضوع هاي درسي)

ديسپلين هاي درسي عبارتند از :

- علوم تجربي (زيست شناسي  ، زمين شناسي ، فيزيك ، شيمي و ...)

- علوم انساني (ادبيات ، جامعه شناسي ، جغرافيا و ...)

- علوم هنري (تئاتر ، سينما ، نقاشي ، خوشنويسي و ...)

5- ديدگاهي كه به برنامه ريزي و به شكل يك نظام يا سيستم توجه مي كند .

توضيح : رويكردي كه برنامه درسي را به صورت يك نظام توصيف مي كند . در اين رويكرد برنامه درسي عبارتست از پيش بيني مجموعه فرصت هاي يادگيري كه در پي آن تحقق هدف هاي آموزشي حاصل مي شود. نظام عبارتست از مجموعه اي از عوامل كه به يكديگر وابسته هستند و به شكلي منطقي با يكديگر ارتباط دارند كه در برنامه ريزي به صورت يك نظام معمولاً چند عامل به شرح ذيل وجود دارد.

- درونداد   - فرايند  - خروجي

هنگامي كه مجموعه اي به شكل يك سيستم و يا به شكل يك نظام مطرح شود ، دانش آموزان بايد داراي چه صفات و خصوصياتي باشند؟

دانش آموزان واجد صفات زير مي شوند:

- دانش آموز بتواند مسائل شخصي خود را به تنهايي حل مي كند.

- بتواند با محيط خود سازگار شود.

- مفهوم مثبتي از خود (خويشتن) ارائه نمايند.

- بتواند نيروهاي بالقوه خود را شكوفا نمايد.

 

 

 

 

 

2- آشنايي با اهداف كلي برنامه هاي درسي :

 هدف هاي برنامه درسي معمولاً به چند قسمت به شرح زير تقسيم مي شود .

1- اهداف غائي

2- هدف هاي كلي آموزشي

3- هدف هاي آموزشي و درسي

4- هدف هاي رفتاري

 هدف هاي آموزشي به سه حيطه مختلف تقسيم مي شود :

1- هدف هاي حيطه شناختي

2- هدف هاي حيطه عاطفي

3- هدف هاي حيطه رواني – حركتي

تقسيم بندي هدف هاي آموزشي در حيطه هاي سه گانه :

هدف هاي حيطه شناختي

دانش

درك و فهم

كاربرد

تجزيه و تحليل

تركيب

ارزشيابي

هدف هاي حيطه عاطفي

توجه

واكنش

ارزش گذاري

سازمان بندي ارزشها

تبلور صفات

هدف هاي حيطه رواني – حركتي

تقليد

اجراي مستقل

دقت

هماهنگي حركات

عادي شدن

 بررسي هدف هاي حيطه شناختي : به كليه يادگيري هاي انسان كه جنبه حفظي دارد و در ذهن جاي مي گيرد را يادگيري حيطه شناختي گفته مي شود.

دانش : طبقه بندي در حيطه دانش در حيطه شناختي به آغازين و ابتدايي ترين نوع يادگيري هاي ذهني اطلاق مي شود كه معمولاً با بازشناسي و يادآوري ارتباط دارد . به عنوان مثال وقتي كه معني لغات را ياد مي گيريم و از ما مي پرسند و جواب آنها را مي گوييم ، يادگيري ما در سطح دانش در حيطه شناختي است .

درك و فهم : در دومين سطح قرار دارد ، يعني وقتي فرد معناي مطلبي را مي داند به اصطلاح دانش يك موضوع علمي را مي داند در موقعيتي بالاتر مي تواند آن را به عبارت خود توضيح دهد . مثلاً در مثال بالا توضيح مي دهد كه مساوات به چه عملي گفته مي شود.

كاربرد : ميزان يادگيري فرد وقتي به اينجا مي رسد كه آنچه را آموخته و فهميده است در يك موقعيت جديد به كار مي برد . به عنوان مثال كلمه مساوات را در يك جمله جديد بدرستي به كار برد .

تجزيه و تحليل : توانايي ذهني فرد وقتي به اين مرحله مي رسد كه قادر باشد سه كار را انجام دهد.

-        يك كل را به اجزايش بدرستي تقسيم نمايد .

-        روابط بين اجزا را بدرستي تعيين نمايد .

-        از اين روابط يك كل استخراج نمايد.

مثلاً در مثال قبلي هر گاه بتواند مولفه هاي اساسي مساوات را نام ببرد و روابط بين آنها را تعيين كند و بگويد مساوات چيست ، توانايي ذهني او در سطح تجزيه و تحليل است .

تركيب (خلاقيت و نوآوري) : توانايي بالاي ذهني انسان است كه پس از گذراندن چهار سطح قبلي در بعضي موارد فرد به اينجا مي رسد . به طوري كه در توانايي اخذ شده نوعي خلاقيت و جديد بودن مشاهده مي شود . مثلاً در مثال مساوات هر گاه دانش آموز بتواند يك مقاله نو يا يك انشاء جديد بدرستي بنويسد ، توانايي ذهني او در تركيب است .

ارزشيابي : ارزشيابي در واقع به معناي قضاوت كردن يا داوري كردن است و در دو سطح انجام مي شود . (سطح دروني و سطح بيروني)

هر گاه با استفاده از ملاك هاي علمي يك رشته ، يك كار را مورد قضاوت و داوري قرار دهيم مي گوييم قضاوت دروني انجام داده ايم و هر گاه با استفاده از قواعد علمي يك كار با ساير كارها با مورد مقايسه قرار دهيم مي گوييم قضاوت بيروني انجام داده ايم . به عنوان مثال اگر انشاء فراگيران را بر اساس قواعد علم انشاء قضاوت كنيم و به آنها نمره بدهيم مي گوييم قضاوت دروني انجام داده ايم . هر گاه اين انشاء مشخصه را با ساير انشاء كلاس مقايسه نموده و بهترين انشاء را انتخاب نماييم مي گوييم قضاوت بيروني انجام داده ايم .

 حيطه عاطفي : به كليه يادگيري هاي انسان اطلاق مي شود كه جنبه احساسي ، ارزشي ، اخلاقي و عاطفي دارد .

توجه : در اولين سطح توجه قرار دارد . توجه با دانش ارتباط مستقيم دارد . ميزان تمايل انسانهاست ، هنگامي كه به فرد گفته مي شود و او آنها را مورد توجه قرار مي دهد . مثلاً وقتي به فرد گفته مي شود رعايت نظم را به طور عملي انجام مي دهد .

واكنش : در مرحله دوم فرد نسبت به مسائل عاطفي از خود واكنش نشان مي دهد يعني علاقمند است در اين مرحله فرد داوطلب ، كارهاي عاطفي را با علاقه دنبال مي كند .

ارزش گذاري : در اين مرحله رفتارها به صورت ثابت تكرار مي شود به طوري كه ما مي گوييم دروني شده است.

سازمان بندي ارزش ها : در سازمان بندي ارزش ها فرد بيش از يك ارزش را در خود دروني و ثابت مي كند . مانند يك شخص هم با تربيت است و هم نظم را رعايت مي كند.

تبلور صفات : تبلور در لغت به معناي ظاهر شدن است . در تبلور ارزشها فرد به درجه اي مي رسد كه صفات به صورت ارزشهاي ثابت از او ظاهر مي شود . چنين فردي ويژگي ها جهان بيني مخصوص به خود دارد و شخصيت منحصر به فرد پيدا مي كند . فرد به غير از موارد ضروري حتي تا پاي مرگ صفات ارزشي را از خود بروز مي دهد.

حيطه رواني – حركتي : از پنج سطح به شرح زير تشكيل شده است .

1- تقليد : در اين سطح فراگيران انجام يك كار را به كمك ديگران به تنهايي انجام مي دهند مانند كسي كه به كمك مربي خود بر روي خط بدرستي حروف را مي نويسد .

2- اجراي مستقل : در اين مرحله فرد قادر است به تنهايي و بدون كمك ديگران يك كار را انجام دهد . مانند رانندگي كردن بدون كمك مربي

3- دقت : انجام يك كار با سه ويژگي درستي ، ظرافت و سرعت انجام مي شود كه ويژگي آنها دقت است . به عنوان مثال با دقت مي دوزد ، با دقت رانندگي مي كند.

4- هماهنگي حركات : فرد بيش از يك كار را با ويژگي دقت انجام مي دهد . در هماهنگي حركات صرف انرژي عصبي وجود دارد.

5- عادي شدن يا استادي : فرد وقتي به اين درجه مي رسد كه بدون صرف انرژي عصبي يك كار را انجام مي دهد به طوري كه انجام اين كارها برايش عادي است . مانند استادي در رانندگي

3- اصول حاكم بر برنامه هاي درسي :

 فرق اهداف با اصول آنست كه در اهداف مسائلي را مطرح مي كنيم كه قرار است فراگيران به آن برسد و آنگاه ارزشيابي مي كنيم تا چه ميزان به تحقق اهدافمان رسيده ايم . اما اصول به بايدها اشاره مي كند ، يعني حتماً بايد حاصل شود.

اين اصول در دوره ابتدايي عبارتند از :

1- بايد علاقه كودك و توجه او به يادگيري مورد توجه قرار گيرد.

2- بايد توجه كودك به كنجكاوي از امور برانگيخته شود.

3- بايد مقدمات شناخت علمي در كودك ايجاد گردد.

4- بايد به كودك آموخت كه مفاهيم اساسي خود مقدمه اي است براي پرورش تفكر

5- بايد به پرورش استعدادهاي كودكان و عقايد آنها در اين دوره توجه شود.

6- بايد به پرورش استعدادها و ذوق هنري كودكان در يك دوره توجه شود .

7- بايد به پرورش زبان و ادبيات فارسي در كودكان توجه شود.

8- بايد به حس تقليد كودكان در اين دوره توجه شود ، زيرا كودكان در اين دوره تقليد آگاهانه مي كند . در اين دوره مربيان واجد فضائل اخلاقي باشد . چون تربيت كودك در اين مرحله در دو نهاد خانه و مدرسه انجام مي شود بايد اين دو نهاد هماهنگي لازم و همكاري مطلوب برقرار شود.

 4- آشنايي با جدول وسعت و توالي مفاهيم ، مهارتها و نگرش ها :

  در تحليل محتوا نيازمند آن هستيم كه بيانديشيم در برنامه هاي درسي محتوا را با چه اصولي ارائه نماييم . اين اصول عبارتند از :

1- توالي

2- استمرار

3- وسعت

4- تعادل

 1- توالي : توالي يعني اينكه محتوي درسي و تجربيات يادگيري بايد به چه ترتيبي تنظيم و تهيه شود. (ارائه) اين اصل به ما مي گويد با توجه به ماهيت و ساختار موضوعات علمي مي توان به شكلهاي مختلفي انجام شود . از اصول مهمي كه در تبادلي بايد به آن بپردازيم عبارتند از :

- از كل به جزء  

- از ساده به مشكل    

- از جزء به كل    

- از گذشته به حال(به ترتيب توالي تاريخي)

– حال به گذشته

– براساس پيش نياز

 2- استمرار : يك مطلب درسي هنگامي كه در برنامه هاي درسي در نظر گرفته مي شود به دنبال آنست كه چگونه امتداد پيدا كند و در دوره هاي بعدي به چه صورت بايد تكرار شود. در اين مرحله به تنظيم ارتباط عمودي در تجارب يادگيري و نيز تنظيم افقي در سازماندهي محتوا نيازمنديم .

تنظيم عمودي عبارتست از تنظيم محتوي يك درس با خودش در طول زمان (ترم ، سال ، دوره) مثلاً اگر فارسي كلاس اول راهنمايي را با فارسي دوم و سوم راهنمايي هماهنگ نماييم مي گويند تنظيم عمودي در فعاليت هاي يادگيري را راعايت نموده ايم .

تنظيم افقي به تنظيم تجربيات فرد است از يك درس به ساير دروس كه در آن دوره ارايه مي شود مثلاً فارسي در دوره راهنمايي با ساير دروس بايد با يكديگر هماهنگ و سازگار انتخاب شود .

در استمرار هميشه اين سوال مطرح است كه ترتيب محتوي يك درس كه در تنظيم عمودي و افقي رعايت شده است چگونه بايد باشد .

3- وسعت : وسعت در برنامه هاي درسي به اين نكته توجه دارد كه محتوا در مقاطع و سال هاي مختلف تحصيلي با چه نظم و چه عمقي بايد ارايه گردد . با توجه به اينكه ماهيت بعضي از مفاهيم درس به طوري است كه در يك كتاب نمي توان آنها را گنجاند . مثلاٌ پرورش تفكر انتقادي خارج از حوصله يك كتاب است و در يك كتاب نمي گنجد بنابراين بايد در چند كتاب اين مفهوم را ارايه نمود اين تكرار وسعت مي گويند . به عنوان مثال تفكر انتقادي بايد در تمامي كتابهاي درسي رعايت شود و فرد را طوري بار بياورد كه او داراي چند ويژگي به شرح ذيل شود

1- انعطاف پذيري در تفكر    

2- جامعيت در تفكر        

3- وسعت در تفكر              

4- انديشه وسيع

4- تعادل : در محتواي درسي كه براي دانش آموزان مطرح مي شود همواره اين سوال مطرح است كه چطور مي توان ميان نيازهاي متفاوت فراگيران تعادل برقرار كرد .

فراگيران در دوره ابتدايي نيازهاي متعددي دارند .اما مهم ترين آنها در دوره ابتدايي نياز به بازي ، نياز به محبت ، نياز به ابزار وجود مي باشد . نياز در دوره راهنمايي كه مهمترين آنها نياز به شخصيت است در دوره متوسطه نيازهاي متعددي دارند اما نياز به شغل ، محبوب اجتماع شدن ( اجتماعي شدن ) ، زندگي موفق بزرگسالي از موارد مهم مي باشد .

با توجه به نياز هاي متعدد چه طور مي توان بين نيازهاي متعدد افراد تعادل ايجاد نمود در پاسخ به اين سوال بايد اشاره شود به نيازهاي عام افراد در دوره هاي مختلف بايد توجه نمود .

 5- آشنايي با روشهاي يادگيري

روشهاي يادگيري به دو دسته اساسي تقسيم مي شوند :

1- روشهاي سنتي و كلاسيك                           2- روشهاي جديد و نو

روشهاي سنتي عبارتند از : روش سقراطي و روش مكتب خانه اي

روشهاي جديد يا نو عبارتند از :

روش اكتسابي – روش پروژه محوري – روش حل مساله – يادگيري مشاركتي و روشهاي آزمايشي و...

در توضيح روشها سنتي بايد ذكر شود كه ميزان فعاليت فراگيران ملاك عمل براي اندازه گيري روشهاي سنتي از روشهاي جديدي باشد بدين ترتيب كه هر چقدر فعاليت فراگيران بيشتر باشد روشهاي پيشرفته تدريس در كلاس حاكم است و بالعكس هر چقدر معلمان در كلاس از فعاليت بيشتري برخوردار باشد كلاس از روش هاي سنتي در تدريس استفاده مي كند و بنا به دلايل زير هرگز از يك روش تدريس واحد ( يكسان ) استفاده ننمائيد :

الف ) يك روش تدريس واحد براي تدريس همه دروس مناسب نمي باشد .

ب ) فراگيران از يك روش تدريس واحد و يكسان متفاوت مي آموزند. ( يكسان نمي آموزند )

ج) تجربه معلمان موفق همواره نشان داده است كه روشهاي تدريس تركيبي از بازدهي بيشتري نسبت به روشهاي تدريس واحد برخوردار مي باشد .

 6- آشنايي با روشهاي ارزشيابي

روشهاي ارزشيابي در برنامه هاي درسي از چهار الگو به شرح زير تبعيت مي كند:

1- الگوي هدف     2- الگوي هدف آزاد             3- الگوي ارزشيابي سيپ ( cipp ) 4- الگوي خبره گي آموزش و نقادي تربيتي

1- الگوي ارزشيابي هدف محور توسط تايلر مطرح شده است . بر اساس اين الگو ابتدا هدف هاي برنامه تدوين مي شود و ارزشياب سعي مي كند نتايج حاصل از اجراي برنامه درسي را با برنامه از پيش تعيين شده مقايسه نمايد . ميزان تحقق هدف ها را مشخص كرده و كار آيي برنامه را نشان دهد .

2- الگوي هدف آزاد : اين الگو در مقابل الگوي هدف محور است اين الگو توسط مايكل اسكريون پيشنهاد شده است . در اين الگو ارزشيابان با استفاده از روشها و ابزارهاي گوناگون در صدد آن هستند كه نتايج برنامه درسي را بدون مراجعه به هدف ها مورد توجه قرار دهند به عبارت ديگر تمركز به نتايج واقعي در برنامه هاي درسي به جاي اهداف برنامه مورد توجه قرار مي گيريد . يعني تمام نتايج از عملكرد فراگيران مورد بررسي قرار مي گيرد و آن را جزء هدف هاي برنامه درسي قرار مي دهد .

 3- الگوي ارزشيابي (  cipp ) : اين موضوع اولين بار توسط استافل بيم و همكارش در آمريكا مطرح شد و معتقدند كه ارزشيابي به شيوه ي سيستمي و از چهار قسمت به شرح زير تشكيل شود .

الف ) ارزشيابي زمينه         

ب ) ارزشيابي درون داد     

ج ) ارزشيابي فرآيند          

د ) ارزشيابي برون داد

استافل بيم و همكارانش معتقدند ارزشيابي ها بايد براساس اين چهار مرحله انجام شود تا مسئولين تصميمات اساسي و صحيح را براساس آنها اتخاذ كند .

4- الگوي خبره گي آموزش يا انتقادي تربيتي : اين الگو توسط آيزنر مطرح شد آيزنر معتقد است كه كار تعليم و تربيت يك كار هنري است و ارزشيابي از يك كار هنري نيازمند افراد متخصص مي باشد به نظر او براي ارزشيابي به دو عامل بايد توجه كافي شود .

الف ) خبره گي آموزش                        ب ) انتقاد تربيتي

خبره گي آموزشي : خبره به كسي گفته مي شود كه توانايي درك وي از طريق تجربيات وسيعي كه دارند مي توانند در ارتباط با شيوه هاي مختلف يك موضوع خاص را مورد بررسي قرار داده و آن را به صورتي مشخص مورد قضاوت قرار دهد . حال اگر فردي اين خبره گي را در زمينه آموزش كسب كرده باشد به آن خبره گي آموزش گفته مي شود .

انتقاد تربيتي : به مجموعه فعاليتهاي يك فرد در مسائل تربيتي انجام مي دهد كه عموما براي خود او مشخص است و براي سايرين قابل فهم نمي باشد . البته ضروري است كه وي بايد به نحوي كه سايرين نيز به هنر او پي ببرند مطالب را قابل فهم نمايد به اين ترتيب فرد خبره انتقاد تربيتي انجام مي دهند .

7- اشاعه برنامه هاي درسي

براي اجراي يك برنامه درسي ، ايجاد يك انتقال و توزيع سراسري ضروري است تا به موقع مواد درسي و وسايل آموزشي كه مورد نياز مدارس مي باشند در دسترس افراد قرار گيرد .

شبكه توزيع و انتقال به روشهاي زير در كشور هاي پيشرفته دنيا عمل مي كند :

1-  شبكه انتقال و توزيع برنامه :

فقدان نظم در توزيع وسايل و مواد درسي مورد نياز مدارس مي تواند بر اجراي صحيح برنامه اثر بگذارد اگر كتاب درسي فقط چند هفته قبل از آغاز سال تحصيلي به چاپ برسد بديهي است كه مي تواند با دشواريهايي اشاعه برنامه را دچار اختلال نمايد . خصوصاً در كشورهايي كه واحد هاي درسي به شيوه پيمانه اي ارائه مي گردد . بايد دقت شود تا كليه واحد ها كتاب درسي را به موقع دريافت كند نارسايي در عرصه به موقع كتاب درسي و راهنماي تدريس باعث ايجاد مسائل جديد مي شود . در ضمن اگر براي ارائه دروس به مواد ، وسايل ، تجهيزات ( كارگاهي ، آزمايشگاهي ) نيازمند باشيم نيز وضع به همين منوال است .

2- آموزش ضمن خدمت :

اجراي اكثر برنامه هاي درسي جديد مستلزم بازآموزي معلمان است بايد دقت شود تا انگيزه كافي براي شركت معلمان در برنامه هاي باز آموزي و آموزش ضمن خدمت در آنها ايجاد گردد .

3- تربيت معلم براي برنامه درسي : يكي ديگر از وظايف اشاعه برنامه درسي ارتباط با مركز تربيت معلم مي باشد تا بدين ترتيب اجراي برنامه هاي درسي تسهيل شود . يكي از راههاي جلب همكاري مراكز تربيت معلم ، مشاركت دادن آنها در تصميم گيري هاي مربوط به تهيه يك برنامه درسي مي باشد .

با اين همكاري نه تنها اجراي خوب برنامه فراهم مي شود بلكه باعث بهبود كيفيت برنامه هاي تربيت معلم مي شود .

4- مسئولان امور اداري : اشاعه يك برنامه درسي جديد از طريق ارتباط مستقيم با معلمان ممكن است باعث ايجاد اختلاف بين معلمان و مديران شود . مديران يا بازرسان مدرسه ، به سختي مي توانند از برنامه اي كه نسبت به آن شناختي ندارند استقبال كنند . بنابراين بدون كمك مسئولان اداري مدارس شانس موفقيت اجراي برنامه هاي درسي ناچيز است . شايسته است نمايندگان و مسئولان اداري مدارس از ابتدا در جريان برنامه ريزي تهيه و تدوين برنامه درسي باشند . همچنين بايد آنها را در جريان تصميم گيري ها دخالت داد تا به آنها اين احساس دست ندهد كه برنامه ريزان و برنامه نويسان درس درصدد تضعيف نقش آنها هستند .

8- آشنايي با تعيين شرايط اجرا :

براي اجراي يك برنامه درسي بايد به تعيين شرايط اجراي آن دقت كافي شود . زيرا اغلب اجراي يك برنامه درسي مشكل تر از تهيه و تدوين است .

تهيه و تدوين يك برنامه معمولا در مركز برنامه هاي درسي و بوسيله گروه كوچكي انجام مي شود و در حالي كه براي اجراي آن بايد بيش از هزار مدرسه ، صدها هزار معلم و ميليون ها نفر دانش آموز ، آنها را بايد اجرا كند . به همين دليل نيازمند الگويي براي هدايت اين برنامه ها هستيم اين الگو ها عبارتنداز :

1- الگوي مركز ملي برنامه ريزي درسي و اقمار آن ( قمر ها ) : در اين قسمت اجراي برنامه هاي آموزشي از مركز انجام مي شود . بنابراين محور عمليات عمودي است هدايت آنها توسط گروه برنامه ريزان درسي انجام مي شود . بخش هاي ديگر اين گروه عبارتند از :

1- گروه تدوين و توزيع برنامه                                           

2- تربيت معلم

3- مسئولان اداري وزارتخانه و سازمان آموزش و پرورش                          

4- گروه ارزيابي و بازنگري برنامه

اگر در نظام آموزشي مدارس زيادي داشته باشيم ، واحد هاي توزيع منطقه اي برنامه نيز بايد ايجاد شود تا از اين طريق با مدارس تماس گرفته شود .

2- الگوي مراكز منطقه اي برنامه ريزي درسي :

    

2- الگوي مراكز منطقه اي برنامه ريزي درسي :

در اين الگو اجراي برنامه هاي درسي برعهده ادارات و مناطق محول مي شود . در اين صورت هيچ گونه هماهنگي يا نظارت از طرف مركز ملي اعمال نخواهد شد . اين نحوه سازماندهي در نظام هاي آموزشي توصيه مي شوند كه در ميان آن مناطق اختلاف و تفاوت زياد است اما در ميان آنها كارشناساني وجود دارد كه مي توانند مشكلات برنامه ريزي را در صورت بروز حل نمايد . در غير اين صورت بهتر است از الگوي مراكز ملي استفاده شود .

3 –  تماس با معلمان : افرادي كه مسئول اجرايي برنامه هاي درسي هستند بايد با معلمان تماس داشته باشند تا برنامه ها را با آنها هماهنگ كنند . راههاي زير اين هماهنگي را ايجاد مي كند .

الف – از طريق سيمينارهاي سالانه

ب – از طريق برنامه هاي بازديد هاي معلمان

تحليل برنامه هاي درسي معمولا از دو حيث مورد بررسي قرار مي گيريد .

1- از حيث اعتبار دروني                     2- از حيث اعتبار بيروني

از حيث اعتبار دروني به موارد زير توجه مي شود :

1- بررسي ارتباط اهداف ، اصول و رويكردهاي برنامه درسي

2- بررسي ارتباط عمودي در برنامه هاي درسي

3- بررسي ارتباط افقي در برنامه هاي درسي

4- بررسي روشهاي تدريس پيشنهادي در دوره ابتدايي از حيث هماهنگي با يكديگر

5- بررسي روشهاي ارزشيابي پيشنهادي از حيث هماهنگي با يكديگر

6- تحليل ابزارهاي ارزشيابي از پيشرفت تحصيلي فراگيران در دوره هاي ابتدايي

7- بررسي صلاحيت هاي حرفه اي معلمان و تناسب آن با هدف هاي برنامه درسي

از حيث اعتبار بيروني به موارد زير توجه مي شود :

1- بررسي اهداف برنامه ها با توانايي هاي فراگيران

2- بررسي تناسب برنامه هاي درسي با زمان پيشنهادي براي تدريس

3- بررسي روشهاي ياددهي يادگيري از حيث صلاحيت هاي حرفه اي معلمان

4- بررسي روشهاي ارزشيابي از پيشرفت تحصيلي فراگيران از حيث شرايط اجرا

5- بررسي شرايط اجرايي پيشنهادي

 

وفردی

وفردی از دیار غربت آمد وفریاد زنان اظهار وجود نمود آن زمان بود که گفت عالیست طبیعت زیبا