حرف دل جوانان وعملکرد ما
این متن حرف دل جوانی است که در درون خانه احوالش را نمی برسند
اما دوست دارند به همه ی خواسته های خود وفامیلشان جامه عمل ببوشاند
شیشه ای می شكند ...
یك نفر می پرسد ...
چرا شیشه شكست ...؟
مادر می گوید ...
شاید این رفع بلاست ...
یك نفر زمزمه كرد ...
باد سرد وحشی مثل یك كودك شیطان آمد ...
شیشه ی پنجره را زود شكست ...
كاش امشب كه دلم مثل آن شیشه ی مغرور شكست ...
عابری خنده كنان می آمد ...
تكه ای از آن را برمی داشت مرهمی بر دل تنگم می شد ...
اما امشب دیدم ...
هیچ كس هیچ نگفت ...
غصه ام را نشنید ...
از خودم می پرسم ...
آیا ارزش قلب من از شیشه ی پنجره هم كمتر است ...؟!
دل من سخت شكست اما ...
هیچ كس هیچ نگفت و نپرسید چرا...!!!
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم تیر ۱۳۹۱ ساعت توسط حسین
|
نیمایوشیج در جشن یک سالگی فرزندش به او گفت عزیزم یک بهار ویک تابستان ویک باییز ویک زمستان را دیدی از این پس همه چیز تکراری است بس بخند..