حسرت
چه راحت میگن قسمت نبود نمیدونند اون قسمتی که ازش حرف میزنند دنیای کسی بود که هر ذره ی اون رو هرشب با هزار آرزو می ساخت
+ نوشته شده در یکشنبه دهم آذر ۱۳۹۲ ساعت توسط حسین
|
نیمایوشیج در جشن یک سالگی فرزندش به او گفت عزیزم یک بهار ویک تابستان ویک باییز ویک زمستان را دیدی از این پس همه چیز تکراری است بس بخند..