حساب نحس
امروز داشتم حساب ها را جمع می زدم
از روی لج کاری رو که همیشه در زنده بودنت بی منت می کردم در نبودنت به حساب آوردم
اما اشک بسان باران سرازیر شده
چرا؟
+ نوشته شده در جمعه سوم اردیبهشت ۱۴۰۰ ساعت توسط حسین
|
نیمایوشیج در جشن یک سالگی فرزندش به او گفت عزیزم یک بهار ویک تابستان ویک باییز ویک زمستان را دیدی از این پس همه چیز تکراری است بس بخند..