منو اذیت نکنید
خواهشا منو اذیت نکنید
من متل قبل پدر ندارم که یادش و نامش آرامم کند
چه سخت است در دل گريستن
و سخنی بر زبان نراندن
چه سخت است بدون او زيستن
و چهره پرمهر خندان، باصفا
و صميمي او را در خاک جستن
چه سخت است …
پدر جان کاش تصویرت با من سخن می گفت
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۴۰۰ ساعت توسط حسین
|
نیمایوشیج در جشن یک سالگی فرزندش به او گفت عزیزم یک بهار ویک تابستان ویک باییز ویک زمستان را دیدی از این پس همه چیز تکراری است بس بخند..