پدرم
چشات دریایی از عشقه واسم آرامش محضی
چه بی منت دوسم دارشتی واسم دنیا می ارزیدی
تو دستات امنیت داشتم دلم قرص بودمثل کوه
بهم دلگرمی میبخشییدی پدر عشقم پدری دینم تو بودی
پدر دنیا و آیینم پدر روحم پدر جسمم
پدر تنهاترین عشقه واسه روزای تنهاییم فق خود تو بودی
پدر یک عشق جاویدان برای هر چی زیبایی
پدر یعنی احساسی که غیر قابل وصفه
پدر ینی سکوتی که واسم زیباترین حرفه
پدر یعنی دگر شبها با غصه سر بالین گذاشتن
پدرر یعنی که شبها ماتم شریک خوابت
پدر یعنی نبودن
+ نوشته شده در شنبه هجدهم اردیبهشت ۱۴۰۰ ساعت توسط حسین
|
نیمایوشیج در جشن یک سالگی فرزندش به او گفت عزیزم یک بهار ویک تابستان ویک باییز ویک زمستان را دیدی از این پس همه چیز تکراری است بس بخند..