تا می گویند سرمایه اجتماعی ، یاد انسان می افتم . می دانید چرا؟ چون انسان ، یک سرمایه است ؛ یک سرمایه تمام نشدنی ، ارزشمند و بی منتها . سرمایه ای که اگر نقش والای او در نظر گرفته شود ، جامعه ، به سوی آن مدینه فاضله ای که همیشه از آن دم می زنند سوق داده می شود . انسان ، خلیفة الله روی زمین است . خدا این قدر انسان را بالا برده است ، پس این سرمایه گران بها بر روی زمین باید چه کند؟ هدف آفرینش این سرمایه گران بها چیست؟ آیا ارزش تمام انسان ها یکسان است؟ اصلاً ارزش انسان ها به چه است؟ و ... اینها سؤالاتی است که وقتی به انسان فکر می کنیم در ذهنمان سوسو می زند .

انسان باید هر روز رشد کند . انسان سرمایه اجتماع است و سرمایه انسان ، لحظات اوست . پس این لحظات ، برای کل اجتماع است . این لحظات ، سرمایه شخصی نیست که هر کس هر گونه که خواست آنها را تلف کند . رشد یک انسان ، رشد جامعه است . اگر هر انسانی در تربیت روح خود بکوشد ، در واقع به تربیت اجتماع پرداخته است . هر انسان ، یک سلول است . در پیکر اجتماع . اگر این سلول ، آسیب ببیند ، اجتماع نیز آسیب دیده است .

حال باید دید که آیا ارزش همه سرمایه ها با هم یکسان است . آیا همه انسان ها ارزش یکسانی دارند؟ خداوند ارزش انسان ها را به تقوای آنها می داند . این تقوا از طرز تفکر فرد ناشی می شود . انسان یعنی تفکّر و انسان چیزی غیر از تفکّر نیست . همه انسان ها بعد از مدّتی زندگی بر روی این کره خاکی ، از لحاظ جسمانی می میرند و تنها چیزی که از آنها باقی می ماند ، تفکرشان است . تفکّر یک انسان ، بعد از او هم زندگی می کند و به صورت یک سرمایه جاویدان برای نسل های پس از خودش باقی می ماند ؛ سرمایه ای است که متعلّق به همه انسان ها و در تمام دوران هاست .

گذشتگان در شکل گیری این سرمایه ، نقش داشته اند . آنها رفته اند و از خود میراثی به جا گذاشته اند . این میراث را باید امروزیان پاک بدارند ، آن را شکوفاتر کنند و برای آیندگان ، باقی بگذارند . بله ، انسان ، سرمایه است و اصلاً مگر تمام سرمایه های روی زمین ، زاییده انسان نیستند؟ فکر عظیم انسان است که دارد بر تمام جوامع حکومت می کند . متأسفانه گاهی اوقات ، فراموش می شود که انسان ، سرمایه است . گاهی اوقات از یاد می بریم که این دانش آموزانی که پشت میزهایِ رنگ و رو رفته مدرسه نشسته اند ، سرمایه های فراوانی هستند . این بچّه هایی که ذهنشان آماده یادگیری و پرورش است ، نسبت به همه چیز کنجکاوند و دنبالِ چشمه ای می گردند تا روح عطش ناپذیر خود را سیراب کنند . آنها قرار است با تفکری که دارند آینده را بنا کنند و شکل گیری خود را آغاز نمایند ، از پشت همین میزهای رنگ و رو رفته . باید به این دانش آموزان راه و روش تفکّر صحیح را آموخت . باید بیاموزند که هر انسان باید به کمک خود بشتابد . باید بیاموزند که اگر دستی برای یاری می خواهند ، آن دست ، در انتهای بازوانِ آنهاست . باید بیاموزند اگر به کمال برسند ، جامعه را نیز به کمال رسانده اند .

بزرگان جامعه از کره ایی دیگر به زمین نیامده اند . آنها از همین آب و خاک بوده اند ، با همین شیوه زندگی ، با همین مشکلات . همه انسان های روی زمین ، توانایی این را دارند که در ردیف بزرگان جامعه خویش قرار بگیرند . آنها می توانند خدمات زیادی برای اجتماع به یادگار بگذارند ، به شرط این که خود را باور داشته باشند ، و بدانند آن سرمایه عظیم و گران بها در مغز آنها جا دارد .

یکی از بزرگان می گوید : «اگر بشر می دانست دارای چه نیروی عظیمی است خود ، شگفت زده می شد» .

بله ، ما دارای نیروی عظیمی هستیم ؛ نیرویی که اگر از آن استفاده شود ، جامعه ، رو به سوی همان مدینه فاضله ای می رود که در آروزی آن هستیم .