چشم ا نداز وضعیت مطلوب در آموزش وبرورش

 

در بخش معلمان:
- ارتقاء منزلت اجتماعی و سازمانی معلمان از طریق حرفه ای و تخصصی شدن معلمی و اشتغال تمام وقت معلمان و بازنگری اساسی در نظام پرداخت حقوق و مزایا و ارائه تسهیلات و امكانات رفاهی و معیشتی .
- تدوین نظام جامع گزینش و جذب نیرو بر اساس معیارهای علمی .
- تحول در رویكردها و برنامه های تربیت معلم و حذف رویكردهای بوروكراتیك و تحقیر كننده معلمان در نظام اداری از شرایط لازم برای دستیابی وبه وضع مطلوب در زمینه نیروی انسانی خواهد بود .

-برگزاری مجامع عمومی معلمان ؛ تهیه کتب ؛ تهیه  سی دی های کمک آموزشی ؛ بازدید از مراکز صنعتی علمی و تحقیقاتی ؛ اجرای برخی جشنواره ها و مسابقات و فراخوانها و تشکیل کار گاههای آموزشی ............    

- الزام سازمانها وادارات دراختصاص دوره های ضمن خدمت برای اعضای گروههای استان و شهرستانها و مناطق بخصوص دوره های نقد و بررسی و تحلیل کتب درسی ؛ طرحها و برنامه های دوره ی تحصیلی و شیوه های نظارت و راهنمایی  همانند دوره های مدیران  جدید الانتصاب  .                                                                                 

- تنظیم فرمهای یکسان ملاکهای انتخاب افراد گروهها وپیش بینی راهکارهای مناسب ترغیب معلمان فعال ؛ خلاق و کارآمد و مورد قبول دیگران جهت حضور در گروههای آموزشی  .

- پیش بینی همایشهای کشوری برای اعضای گروههای آموزشی حداقل هرسال 2رشته وازهراستان1یا2نفر.      

- راه اندازی سایتهای مختص گروههای کشوری و تشکیل کتابخانه های اینترنتی باموضوعات اختصاصی  .
- تلاش برای رفع تبعیض بین تمامی معلمین .

- بستر سازی لازم جهت الزام به آشنایی دبیران با روشهای جدید یاددهی و یادگیری و ارزشیابی مستمرو روز آمد کردن اطلاعات دبیران از طریق آموزش.

- بستر سازی لازم در خصوص آشنایی اعضای گروهها و معلمان با نوآوری های آموزشی .     

- طراحی فرایند سیستم تشویق گروههای فعال ؛ خلاق و کارآمد در مدارس و ادارات آموزش و پرروش.   

  

  در زمینه بر نامه های درسی و آموزشی :
- ایجاد زمینه مناسب برای متحول شدن فرایند یاددهی – یادگیری در جهت خود انگیخته شدن دانش آموز.
 
-وجود وقت مناسب برای یادگیری معنادار و مستمر و مبتنی بر تفكر و توسعه استعدادهای چند گانه.
- استفاده از رویكردهای نوین در تدوین و اجرای برنامه ها با تاكید بر مداومت و تعالی جویی دانش آموز در یادگیری و تربیت انسان فرهیخته با تاكید بر ویژگیهایی چون تقویت ذهن پرسشگر ، كنجكاو ، شیفته یادگیری و برخوردار از سواد چند گانه ، شهروندی موثر و كارآمد و متخلق بر اخلاق انسانی ،

- استقرار نظام ارزشیابی فرایند مدار ، تكوینی ، مستمر ، تحولی نگر و پاسخگو و قابل ارزیابی بودن برنامه ها .
- تامین اعتبار برای اجرای برنامه های پیشنهادی گروههای آموزشی.

-واگذاری تدوین بخشی از محتوای درسی دانش آموزان هر استان به گروههای مناطق و استان که طی فرایند تعامل معلمان و دانش آموز و مشارکت بیشتر را حاصل نماید.

- طراحی یک فرایند آسیب شناسی و نقد و بررسی شیوه های تدریس معلمان ؛ شیوخ های ارزشیابی معلمان ؛شیوه های ارائه فعالیت های خارج کلاس دانش آموزان کاربرد تکنولوژی در آموزش توسط مناطق و استان و ارائه راهکارهای بومی برای رفع موانع و اشکالات.

در بخش جایگاه مدیریت و ساختار و تشكیلات و تامین منابع، مواردی از قبیل :
- تعریف و تقویت جایگاه تخصصی و حرفه ای مدیریت آموزشی .
 
-حذف تشكیلات موازی و ناكارآمد و ایجاد هماهنگی و انسجام بین بخشی و فرابخشی و طراحی برنامه های راهبردی كلان نگر .
 
-گسترش بینش علمی – پژوهشی و پژوهش مداری و آینده نگر در تصمیم گیریها و سیاست گذاریها .
- تنظیم نظام كنترل كیفی علمی و بهره گیری از ساختارها و مدیریت پاسخگو و قابل حسابرسی .

در بخش تخصیص منابع و هزینه ها، مواردی از قبیل:

- افزایش سهم آموزش و پروش از منابع دولتی به میزان حداقل 15 درصد تولید ناخالص ملی كه تقریبا میانگین جها ن در دهه گذشته است .
- افزایش سهم آموزش و پرورش از بودجه عمومی و امور اجتماعی حداقل به میزان 25 درصد كه شاخص میانگین كشورهای در حال توسعه میباشد .
- افزایش هزینه سرانه آموزش ابتدایی و متوسطه به رقم حدود 25 درصد تولید ناخالص ملی سرانه .
- افزایش پوشش تحصیلی و توزیع متوازن و متعادل منابع مالی و انسانی باید مورد توجه قرار گیرد .
 وضع مطلوب در زمینه منابع و اعتبارات به صورت عمده در گرو توجه جدی به اعتبارات آموزشی و ارتقاء مشاركت آحاد مردم و نیكوكاران در بعد مادی و معنوی و سهیم كردن آنها در تصمیم سازی های و مدیریت نظام آموزشی بویژه واحد های آموزشی است .

چالش هاي كيفيت بخشي به فعاليت هاي آموزش وبرورش

چالش اول : معلمان

- باورها و تفكرات سنتی در مورد رسالت و نقش معلمان .

- نگرش نامناسب رده های برنامه ریزی و سیاست گذاری نسبت به معلمان .

- كاهش شأن و جایگاه حرفه ای معلمان در جامعه .

- كاهش جاذبه شغلی معلمی بدلیل كاهش منزلت اجتماعی معلمان.

- بی توجهی نسبت به مشاركت معلمان و برنامه درسی .

- پایین بودن كارایی معلمان بدلیل فقدان انگیزه.

- تمام وقت نبودن – عدم صلاحیت علمی و تدریس.

- ناكارآمدی نظام گزینش و تربیت معلم و دوره های آموزش معلمان.

- سیستم ارزشیابی نامناسب از عملكرد معلمان .

- بی توجهی به رفاه معلم و فقدان شبكه حمایتی.

چالش دوم : مدیریت و ساختارتشكیلات

- عدم درك مدیریت علمی برای حل مسائل و مشكلات آموزشی.

- نظام گزینش و انتصاب و ارتقاء شغلی در پستهای مدیریتی بر اساس صلاحیت های حرفه ای و شایستگی های علمی و تخصصی انجام نگرفته بلكه بیشتر بر اساس تفكر ذهنی و مجرد و سیاسی ، قومی قبیله ای و گروهی صورت می گیرد.

- ناتوانی سیستم در جذب و نگهداشت نیروهای كیفی.

- مدیریت اقتدارگرا و آمرانه و غیر پاسخگو و عدم طراحی و اجرای نظام مدیریتی پاسخگو.

- فقدان نظارت و ارزشیابی و كنترل كیفی.

- تمركزگرایی و دیوان سالاری در بخش مدیریت

-عدم استفاده بهینه از منابع اختصاص یافته به آموزش و پرورش به دلیل مدیریت غیر علمی و غیر صلاحیت مند و اتلاف سرمایه .
- توزیع نامتوازن و نامناسب نیروی انسانی برای تداوم مهاجرت و فعل و انفعالات جمعیت دانش آموزی و جامعه معلمان و ناتوانی در پوشش مناسب آنها در مناطق مختلف.

-وضع آیین نامه های خشک و انعطاف ناپذیر و غیر شفاف و بوروکراسی گرایانه.

چالش سوم : برنامه های درسی و آموزشی

- برنامه درسی غیر پویا ، نامناسب و منتقل كننده اطلاعات دست دوم و حافظه مدار و نتیجه مدار. با کمترین توجه به نیازهای واقعی دانش آموزان در همه سطوح.

- نظام برنامه درسی كاملاٌ متمركز و همگانی و انعطاف ناپذیر و بی توجهی به تفاوتهای اقلیمی – قومی – فرهنگی و تفاوتهای فردی و روانشناختی دانش آموزان .

- نظام برنامه درسی پاسخ مدار ، حافظه مدار و مقاوم در برابر مشاركت معلمان و نوآوری های آموزشی و فن آوری اطلاعات و ارتباطاتی.

- پاسخگو نبودن برنامه ها و روش ها به نیازها و اقتضائات جدید آموزشی و انتظارات جامعه و خانواده .

- نبودن نظریه مشخص و مناسب در حوزه برنامه درسی ، وجود تعارض های ارزشی ، نگرشی و دیدگاهی در فلسفه تربیتی حاكم بر نظام آموزشی.

- عدم جامعت برنامه ها در آموزش مهارت های مورد نیاز و ضروری (مهارتهای حرفه ای و شغلی – حقوقی و وظایف شهروندی ، سواد رسانه ای ، آموزش و دموكراسی و تربیت مدنی ).

- روشهای یك رویه در آموزش و فقدان انعطاف در روشهای یاددهی ـ یادگیری و عدم استفاده از روش های فعال فراشناختی متكی به هنر ، مشاركت و حل مسأله و....از سوی مدیران یادگیری.

- تأكید بر امتحانات و ارزشیابی های نتیجه مدار و تراكمی و صرفاً كمی و ارائه بازخورهای ناكافی و ناقص در مورد یادگیری دانش آموزان از مهمترین آسیب های برنامه درسی می باشد.

چالش چهارم : تأمین و تخصیص منابع

- ناكارآمدی نظام تأمین و تخصیص و توزیع منابع مالی و انسانی.

- پایین بودن نسبت اعتبارات دولت برای آموزش و پرورش نسبت به تولید ناخالص ملی( G.N.P )

- كاهش توأم با نوسان های شدید مهم اعتبارات دولت برای آموزش و پرورش در بودجه عمومی كشور و در بودجه امور اجتماعی .

- كاهش اهمیت سرمایه گذاری در نیرو انسانی و آموزش و پرورش .

فقدان توازن وتعادل درتخصیص هزینه سرانه آموزشی برای سطوح مختلف (ابتدایی ـ راهنمایی ـ متوسطه و عالی )

- كمبود شدید اعتبارات برای هرگونه نوآوری و ابتكار و سرمایه گذاری جدید.

وضع فعلی موجود آموزش و پرورش و چالشهای عمده آن :

 

به نظر می رسد آموزش و پرورش امروزه بیشتر با این مسائل روبروست"

*در حال حاضر مدیریت در آموزش و پرورش بیش‌تر اداری و اجرایی است.

*آموزش و پرورش باید از محتوا محوری به مهارت محوری تغییر رویه دهد.

*متأسفانه ما مسئولیت‌خواهی و بازرسی را فراموش کردیم و دنبال ارزیابی عملکرد نیستیم که این خود معضلی است.

*آموزش و پرورش ایران فاقد فلسفه و دکترین آموزش و پرورش است.

*آموزش و پرورش اگر بخواهد پاسخگو باشد باید خیلی انعطاف‌پذیر و پویا باشد.

*آموزش و پرورش دچار روزمره‌گی شده است.

* صلاحیت مدیران آموزش و پرورش بررسی شود.

* محتوای آموزشی با نیازهای بازار كار نیز تطابق ندارد.

* محتوای آموزشی با نیازهای دانش‌آموزان تطابق ندارد.

* مسائل معلمان باید حل شود.

* آموزش و پرورش در مقابل تغییرات سخت و جامد است.

*نظام آموزش و پرورش در تاریکی حرکت می‌‌کند.

*خط مشی عمومی آموزش و پرورش ضعیف است.

*آموزش و پرورش به سیستم «بچه نگهداری» تبدیل شده است .

*نظام آموزش در آموزش و پرورش ایران فرسوده است.

*کتب درسی فاقد کلام نو است‌.

سال جديد

چگونه به سال تحصیلی جدید خوش آمد گوییم!

سال تحصیلی جدید نزدیک است و از هم اکنون جنب و جوش خانواده ها را در تهیه وسایل مورد نیاز دانش آموزان از روپوش گرفته تا قلم  و دفتر و کتاب می توان مشاهده کرد. 

کاری پر زحمت و هزینه بر که همه خانواده ها کما بیش ناگزیر از انجام آن هستند. اما خانواده ها و دست اندرکاران آموزش و پرورش به ویژه آموزگاران، وظیفه بس مهم تری نیز بر دوش دارند که اگرچه هزینه چندانی در بر ندارد،‌ اما در جامعه ما کمتر به آن توجه می شود. ایجاد آمادگی ذهنی و روانی برای خود،  فرزندان و دانش آموزان و همچنین برنامه ریزی کوتاه مدت و دراز مدت در سال تحصیلی،‌ تا مطمئن شویم که کودکان و نوجوانان ما در فضایی سالم و خلاق بتوانند رشد کنند و بالنده شوند.  کتابک برای ایجاد این آمادگی چند رهنمود  به خانواده ها و شماری به آموزگاران دارد. بی شک با خواندن این رهنمود ها شما نیز نکاتی به یاد می آورید که  می توانید از راه کتابک با دیگران سهیم شوید. بنابراین نوشته را آغازی برای یک هم اندیشی بدانید که با ما شروع شده است و با شما ادامه می یابد. ‌
رهنمود هایی  به خانواده ها:

·         اگر فرزند شما برای نخستین سال است که مهد کودک می رود یا امسال به کلاس اول وارد می شود،‌ از چند روز پیش از سال تحصیلی او را با فضای مهد کودک یا مدرسه  آشنا کنید. به او اجازه دهید که ساعتی را درآن مکان سپری کرده و پشت میزها و نیمکت ها بنشیند، کتابی ورق بزند ویا نقاشی بکشد، با او در حیاط مهد کودک و مدرسه گردش کنید.

·         درنخستین روز جداشدن او از شما برایش آسان نیست. از هم اکنون شگردهایی بیاندیشید که او با شادی از شما جدا شود و او را از اینکه  به دنبالش خواهید رفت،  مطمئن کنید.

·         هنگامی که او از مدرسه یا مهد کودک بازگشت‌، دست از کار بکشید وساعتی را با او سپری کنید. بگذارید او از تجربه های تازه اش با شما سخن گوید.

·         می توانید با کودکتان دفتر خاطراتی تصویری بسازید وخاطرات این روزها را با یاری او تصویر کنید.

·         اگر همواره با یک برنامه منظم برای او کتاب می خواندید و یا قصه می گفتید، ‌این برنامه را لغو نکنید،  فقط ساعت آن را تغییر دهید.

·         تلاش کنید کتاب داستان هایی را انتخاب کنید که موضوع آن ها در ارتباط با مدرسه و مهدکودک و یا روزهای آغاز سال تحصیلی باشد.

·         در برنامه جدید سال تحصیلی،‌ به ویژه اگر دارای چند فرزند هستید، ساعت هایی را به کارهای دستی، قصه خوانی گروهی و نمایش اختصاص دهید. این برنامه به بهبود رابطه بین فرزندان شما کمک می کند.

·         ازابتدای سال تحصیلی به یاری یکدیگر کتابخانه کوچکی در خانه درست کنید. اگر کتابخانه ای از پیش موجود است، به او کمک کنید تا کتابخانه خود را برای سال جدید آماده کند. می توانید ایده هایی برای جذاب کردن کتابخانه پیدا کنید. برای مثال کتابخانه را تعمیر کنید یا رنگ جدید بزنید، کتاب ها را دوباره  منظم کنید و یا با توجه به نیاز های جدید آن ها، کتاب های بیشتری برای کتابخانه فراهم کنید.

·         به او کمک کنید که شیوه های گوناگون استفاده از کتاب را یاد بگیرد: از کتاب لذت ببرد و یا پاسخ پرسش های خود را درکتاب ها بیابد.

·         اگر فرزند شما در سال تحصیلی جدید به کلاس بالاتر می رود می تواند دفترخاطراتی از روزهای ابتدایی مدرسه  داشته باشد، درباره دوستان و آموزگار جدیدش بنویسد ویا آنها را نقاشی کند.

·         با اینکه او به کلاس بالاتر رفته است وحجم درس ها ومطالب حفظی زیاد شده حتما زمانی را برای مطالعه کودک درنظر بگیرید چرا که این کار به یادگیری بیشتر درس ها به او کمک فراوانی خواهد کرد

·         به یاد داشته باشید که مدرسه رفتن تنها بخشی از آموزش و رشد کودک را تامین می کند و هنوز بخش بزرگی از آموزش کودک، در خانواده صورت می گیرد.

رهنمود هایی  به آموزگاران

·         آشنایی با دانش آموزان جدید درابتدای هرسال یکی از شیرین ترین ودشورا ترین کارها برای آموزگاران است بنابراین تلاش کنید که برای نخستین روزهای کلاس از قبل برنامه ریزی کنید.

·         بسیاری از آموزگارانی که پیش از ورود به چارچوب های برنامه و معرفی مقررات کلاس تلاش می کنند که با شاگردان آشنا شوند وخودشان را نیز به آن ها معرفی کنند موفق ترند. این معرفی می تواند با شیوه های گوناگونی چون کشیدن نقاشی پای تخته، اجرای نمایش کوتاه ویا تعریف کردن یک خاطره باشد.

·         به دانش آموزانی که از مدرسه ها و یا کلاس های دیگر آمده اند فرصت بیشتری دهید تا خود را با محیط جدید سازگار کنند.

·         گام بعدی می تواند نوشتن قانونی برای برقراری نظم در کلاس باشد. این قانون اگر با مشارکت دانش آموزان تهیه شود و حتی شیوه های برخورد با کسی که قانون را زیرپا گذاشته از همان ابتدا روشن شود جلوی هررفتار نابجایی را می گیرد وآن ها با مفهوم قانون آشنا می شوند. توجه به ویژگی های هر گروه سنی ودرک حقوق کودکان ونوجوانان درگرفتن این مشارکت بسیار اهمیت دارد

·         آموزگار برای این که بتواند کلاسی پویا ، شاد و آموزنده داشته باشد، ‌باید زمانی را به کتابخوانی اختصاص دهد. این کتابخوانی می تواند گاه از سوی او و گاه به شکل گروهی با مشارکت همه دانش آموزان انجام شود.

·         برای گسترش کتابخوانی در کلاس و تشویق هر چه بیشتر دانش آموزان به خواندن کتاب، ‌به یاری خود دانش آموزان کتابخانه ای کلاسی بر پا سازید.  هر دانش آموز می تواند کتابی به این کتابخانه اهدا کند  و یا برخی از کتاب های کتابخانه خانگی خود را برای استفاده دوستان خود برای یکسال در کتابخانه کلاسی به امانت بگذارد.

·         اگر امکان داشته باشد دانش آموزان می توانند هر ماه مبلغ اندکی برای خریدن کتاب کنار بگذارند و به شکل گروهی آن را جمع کنند و با آغاز هر ماه تازه در گروه های چند نفره برای کتابخانه کلاسشان کتاب بخرند. 

·         آموزگار می تواند روزی را به عنوان"بهترین کتابی که در تابستان خواندم" نام گذاری کند و در آن روز هر بار یک یا چند دانش آموز کتاب های خوبی را که خوانده اند به دیگران معرفی کنند.  می توان از آن ها خواست که کتاب های مورد علاقه خود را در کتابخانه کلاسی بگذارند تا درطول سال، دانش آموزان دیگر هم آن ها را امانت گرفته و بخوانند.

·         از میان کتاب های معرفی شده، می توان  با رای دانش آموزان بهترین کتاب را برگزید و به دانش آموزان پیشنهاد کرد که به شکل فردی یا گروهی آن را تصویرگری کنند. می توان از تصویر ها برای تزئین کلاس نیز سود جست.

·         آموزگاران باید در نشست هایی که با خانواده دانش آموزان می گذارند، درباره نقش موثر کتابخوانی در رشد و پرورش کودکان و نوجوانان سخن گویند و با یاری آن ها برنامه های کتابخوانی را در خانه و مدرسه هماهنگ پیوسته و همیشگی سازند.

·         کودکان ذهنی آماده آموختن دارند و آموزگار ۹ ماه فرصت در اختیار دارد تا ذهن آن ها را شکل بخشد و در نگرش آینده آن ها به زندگی و جهان نقش مهمی بدست گیرد. این زمان، برای آموختن انجام کارها به شکل گروهی، همکاری و پذیرش دیگران، توجه به حقوق خود و دیگران و سایر موجودات زنده مناسب ترین زمان است.